نمونه سوالات تاریخ اسلام
نام کتاب : "تاریخ تحلیلی صدر اسلام ، محمد نصیری ، دفتر نشر معارف ، ۱۳۹۰"
۱. آیا تاریخ از اعتبار علمی برخوردار است ، چرا ؟
بله. به دلیل اینکه وجود تاریخ ، به عنوان مجموعه ای از معارف برخوردار از روش ، موضوع و نظم وانسجام غیر قابل تردید است؛ بیشترمحققان، نگاهی به شناسنامه تمدن های واقع بینانه نمی کنند،زیرا اولا ماهیت برخی از وقایع به گونه ای است که امکان تحریف و دروغ در آنها راه ندارد؛ و ثانیا نمی شودهمه افراد بشر را به سود جویی و دروغ پردازی در ثبت ونقل وقایع متهم کرد. افزون بر این، محقق می تواند با توجه به شاخص هایی که برای مطاله تاریخ وجود دارددرستی یا نادرستی بسیاری ازنقل ها و تحلیل ها را دریابد.اما ازآنجا که اثبات دانش(science) بودن تاریخ به آسانی میسر نیست، گروهی به تاریخ و داده های آن بدبین و بی اعتمادند.
۲. آثار مستشرقین را چگونه ارزیابی می کنید ؟
اینکه برخی از پژوهش های علمی و عظیم دانشمندان غربی درباره مشرق زمین ، بر پایه شناخت شرق به عنوان فرهنگ و جامعه ای دیگر و با هدف روشنگری انسان انجام گرفته انکار ناپذیر است اما گره خوردن پیدا و پنهان بسیاری از این تحقیقات با سیاست های غربیان تا انجا پیش رفته که حتی برخی از شرق شناسان در شمار منتقدان جدی قرار گرفته اند. یکی از پژوهشگران می نویسد: اگر مستشرفی می گفت : ماست سفید است، همیشه جای این احتمال را در ذهن خود نگاه دارید که یا ماست اصلا سفید نیست، یا اثبات سفیدی ماست مقدمه ای است برای نفی سیاهی از ذغال . یکی از خاور شناسانی که تحقیقات بسیاری درباره تاریخ اسلام انجام داده و سخت مورد انتقاد قرار گرفته ((هنری لاسنس)) است و دانشمندان مسیحی اینگونه آثار را خلاف روحیه و روش علمی می داند.(( تاریخ اسلام دانشگاه کمبریج)) یکی از آثار جدید مستشرقان درباره تاریخ اسلام است که به عنوان دریافتی نوین و به هدف گسترش فهم و ادراک اسلام ارائه شده است. ادوارد سعید - پژوهشگر مسیحی فلسطینی درباره این اثرمی نویسد:«... نه تنها این کتاب اسلام را به عنوان یک دین بسیار بد می فهماند عرضه می کند، بلکه هیچ ایده واحدی هم به منزله یک تاریخ از خود ندارد...»
۳. ضرورت تدریس تاریخ اسلام چیست؟
از آنجا که تاریخ درس عبرت و ملکه ذهنی انسان است و در زندگی آینده به کارمی رود، پل ارتباطی است بین ما ونسل های گذشته ، رابطه علّی بین حوادث را به ما نشان می دهد. تدریس آن ضرورت دارد. وقتی تاریخ را مطالعه میکنیم گویی در کنار گذشتگان زندگی می کنیم و چون ما مسلمانیم باید از گذشته نیاکان و دین اسلام و پیامبران آسمانی آگاه باشیم در قرآن نیز شرح احوال پیامبران در گذشته شرح داده شده است. پس ما وظیفه داریم تاریخ اسلام را مطالعه و تدریس کنیم.
۴. موقعیت دین و مذهب را در سه جامعه ایران ، روم و عرب بیان نمایید؟
هنگام ظهور اسلام ، ادیانی مانند زرتشتی ، یهودی ،مسیحی، مانوی ،صائبی و مزدکی در ایران رواج داشت. دین رسمی ، که از سوی شاهان ساسانی مورد حمایت قرار می گرفت، آیین زرتشت بود.ویژگی اصلی و بدون تردید این دین در زمان ساسانیان اعتقاد به یک ثنویت جهانی ( اهورا مزدا و اهریمن ) بود. خورشید ، ماه ، ستارگان ، آتش ،باد ، کوهها و ارواح مقدس را در گذشته می پرستیدند و اینکه آفتاب در تعلیمات زرتشت موجودی مقدس بود.فرزند اهورا مزدا شناخته می شد و مقام یافته بود و مورد پرستش قرار گرفت. در امپراتوری روم شرقی ، مسیحیت دین رسمی بود. قسطنطین به سبب رویایی فرمان مسیحیت را اعلام کرد و از آن پس مشکلات داخلی مسیحیت به وجود آمد. روح القدس وارد مسیحیت شد ، تثلیث به رسمیت شناخته شد و افکار واقعی مسیح نابود شد. دین گریزی از آن به بعد استوار شد. شکل دین در بسیاری از ابعاد تغییر کرد. مردم حق مراجعه مستقیم به انجیل را از دست دادند و در بسیاری از کارها به کشیش نیازمند شدند. در جزیرة العرب عنصر واقعی دین قبایل عرب جاهلی شرک و بت پرستی و به تعبیری آمیزه ای از تعدد خدایان و طبیعت پرستی بود. اعتقاد به جن ارواح ،پرستش ماه و ستارگان وجود داشت. مسیحیت و دین یهود در نقاطی مانند نجران و یثرب گسترش داشت و در مناطقی مانند حیره کیش زرتشتی مورد توجه بود.
۵. عصبیت موجود در ارتباط با احزاب در سطح جهان را با عصبیت قبیله ای عرب مقایسه کنید؟
در قبیله های عرب سه رکن وجود داشته : نسب، حسب وعصب که بر اساس نسب و حب ،تمام افراد باید از شناسنامه و فضایل ومفاخر قبیله آگاه باشند و بر اساس عصب و عرق قبیله ای همه در ساختار قبیله محو بودند، به گونه ای که همه پیوند ها و روابط برای حفظ وحدت خون و وحدت گوشت قبیله قربانی می شد. این عصبیت برای اعضای قبیله محدودیت و برای رهبر آنها نوعی استبداد مطلق پدید می آورد.این عصبیت باعث جنگ خونین قبیله ای می شد و یا جنگ بین عرب و غیر عرب راه می افتاد. در حال حاضر نیز تعصب و نژاد پرستی در بین اقوام سفید پوست یا سیاه پوست وجود دارد.
امروزه احزاب نیز همان نقشی را بازی می کنند که قبایل در گذشته بازی می کردند. افراد از خود استقلال رای ندارند و اگر در حزب تصمیمی به تصویب برسد بقیه اعضاء وظیفه دارند از رای فردی خود چشم پوشی کرده به رای اکثریت تن در دهند.
۶. وضعیت حقوق زنان و نظام در سه جامعۀ ایران دورۀ ساسانی ، امپراطوری روم و جزیرة العرب را مقایسه و ارزیابی کنید؟
در خانواده ایرانی دوره ساسانی ، مرد ریاست مطلق داشت، از نظر تعداد همسر محدودیتی نداشت. ازدواج با محارم رواج داشت. زن از شخصیت حقوقی بی بهره بود و به عنوان شی ء از آن دیگران به حساب می آمد. پدر می توانست کودکانش را از خود براند یا به دیگران بفروشد. شوهر می توانست همسرش را که در انجام وظایفش کوتاهی کرده به مرد دیگری بسپارد تا از خدماتش بهره گیرد. در روم نیز مانند ایران زنان از حقوق بهره ای نداشتند و ازدواج با محارم اشکالی نداشته است. مردم به چهار طبقه اشراف ، شوالیه ،بردگان وطبقه متوسط تقسیم می شوند و هر کس در هر درجه از شایستگی یا بی لیاقتی از مزایای مخصوص طبقه خود بهره مند می شد. در جزیرة العرب وضع بدتر بود. مرد از حق فروش، قتل، ضرب و شتم زن برخوردار بود و سرنوشت او مقهور اراده مرد بود. . زن در پذیرش و عدم پذیرش شریک زندگی اختیاری نداشت، امنیت حقوقی و خانوادگی نداشت و مرد می توانست ده زن اختیار کند. زن را ننگ می شمردند و دختران را زنده به گور می کردند و ازدواج زناشویی ها مانند اماء، مبادله و استبضاع نظام خانواده را متزلزل و شأن زن را در حد جانوران پایین می آورد.
۷. کارنامه اسلام در سیزده سال مکه را تحلیل کنید؟
پیامبر در سن ۴۰ سالگی رهبری بشریت را به عهده گرفت و سه عنصرعلم ، دین و انسان را پایه بنیادین تمدن آرمانی خود قرار داد به علت جو نا مناسب پیامبر تبلیغ و دعوت خود را پنهانی آغاز کرد که سه سال به طول انجامید زیرا مردم هنوز آمادگی نداشتند و فشار بر روی پیامبر زیاد بود و آنها نمی خواستند جانشان به خطر بیافتد. و فقط خود پیامبر ، خدیجه و حضرت علی و چند نفر دیگر بودند. بعد از اتمام سه سال دعوت پنهانی مرحله دوم آغاز شد و دعوت آشکار خود را از خویشاوندان شروع نمود. پیامبر آنها را دعوت به شام کرد ، سپس فرمودند : برای مردم به ایمان به خدا چه کسی مرا یاری می کند؟ و هر سه بار فقط علی (ع) پاسخ داد. سپس پیامبر فرمودند علی وصی و جانشین من در میان شماست و این نوعی اتمام حجت بود. در مرحله سوم پیامبر مردم را زیر کوه صفا جمع می کند و دعوت عمومی به پرستش خدا و سرزنش بت پرستی و رستگاری را آغاز کرد و گروهی به اسلام روی آوردند. اما بعد مشرکان به مخالفت با اسلام پرداختند و یهودیان و منافقان نیز با پیامبرمخالفت کردند. این کار بزرگ و امر خطیر، همت و تلاش زیادی می طلبد که پیامبر در آن راه ثابت قدم بود و برای رسیدن به اهداف خود زود ناامید نمی شد و مقطع مقطع پیش می رفت تا به موفقیت دست یافت.
۸. مراحل مختلف مبارزه با دعوت پیامبر (ص) در مدینه را توضیح دهید؟
پیامبر و یارانش ۱۳ سال در مکه مورد شکنجه و آزار قرار گرفتند و ناگزیر به مدینه هجرت کردند. مشرکان و کفار نیز آنها را می آزردند،دارایی آنها را مصادره می کردند و آنها را از هجرت باز می داشتند. و حتی به پیامبر اخطار کردند که در انتظار حمله قریش باشد. خداوند نیز چنین وحی کرد : آنان که در مورد هجوم و تجاوز واقع شده اند می توانند به جنگ و دفاع بپردازند. خداوند نیز آنها را یاری میکند. بنابر این در سال دوم هجرت،برای حفظ اسلام و دفاع از حقوق حیاتی مسلمانان و خنثی کردن نقشه های قریش پیامبر دست به اقدام زد. مسلمانان در بدر با لشکریان قریش روبرو شدند و با آنکه نیرویی کمتر از یک سوم کفار داشتند به پیروزی رسیدند. قریش برای شکست بدر ، در سال سوم هجرت رهسپار مدینه شد و در احد با لشگر اسلام روبرو شد. در این جنگ به دلیل سرپیچی برخی از مسلمانان از فرمان پیامبر پیروزی مومنان به ناکامی تبدیل شد. به تحریک گروهی از یهودیان بنی نضیر ، مشرکان مکه به یاری گروه های مختلف ، با لشگر انبوهی در سال 5 به مدینه حرکت کردند. مسلمانان برای حفظ مرکز اسلام پیرامون شهر خندقی کندند و در برابر ده هزار دشمن صف بستند. حضرت علی سردار مشرکان را از پای در آورد و جنگ خندق به سود مسلمانان پایان پذیرفت.قبیله بنی قریظه با نادیده گرفتن پیمان صلح در جنگ خندق به یاری قریش شتافت ودر موارد بسیار به تحریک مسلمانان پرداخت و به اقدام هایی خطر ناک دست زد. سر انجام پیامبر در سال 5 هجرت برای نابود ساختن این کانون توطئه وارد نبرد شد و آنها را به تسلیم وا داشت. بنی المصطلق گروهی از قبیله خزاعه بودند که علیه مسلمانان توطئه می کردند.پیامبر(ص) از نقشه آن ها آگاهی یافت و در سال ششم هجرت با لشگری در پیکاری سخت بر این گروه چیره شد. یهودیان ساکن قلعه خیبر روابط نظامی و اقتصادی با مشرکان داشتند و امنیت مسلمانان از سوی آنها به شدت تهدید می شد. و در سال هفتم هجری مسلمانان به سوی،خیبر که ستاد مرکزی دشمن بود، حرکت کرده و پس از محاصره و جنگ یهودیان را به تسلیم واداشت. با کشته شدن حارث بن عمید، نامه رسان پیامبر(ص) دشمنی شدید رومیان آشکار شد. لشگر اسلام در سال هشتم هجرت در موکه با سپاه روم که از 100 هزار جنگجو تشکیل شده بود برخورد کرد و با از دست دادن سردارانی توان مقاومت را از دست داد و به مدینه بازگشت.
۹. علل و انگیزه پیمان حلف الفضول را بنویسید؟
پیمانی بود بر اساس جوانمردی و نیکو کاری (حلف الفضول ) که پیامبر در سن ۲۰ سالگی در آن شرکت جست. هدفش دادخواهی از ستمدیدگان و یاری و کمک به آن ها بود. بعدها پیامبر از آن یاد می کرد و می فرمود اگر چنین پیمانی دوباره شکل بگیرد باز در آن شرکت خواهد کرد.
۱۰. بیشترین دشمنان و مخالفان دعوت پیامبر اسلام از چه طبقه ای بودند ؟ چرا ؟
مشرکان بودند زیرا جبهه باطل بزودی دریافت که یثرب پناهگاه مناسبی برای مسلمانان شده است. احتمال هجرت پیامبر بدان دیار و دعوت آزادانه به یکتا پرستی زنگ خطری بود که وفاداران بت ها را سخت بیمناک کرد. دنیا طلب ها، مستکبران،پیروان کورکورانه از نیاکان ، بت پرستان و آنانکه انسانیت انسان را پاس نمی داشتند و منافقین و یهودیان در مقابل پیامبر ایستادند.
۱۱. سبب اصلی گسترش اسلام چه بوده است ؟
اساسی ترین اقدام در جهت گسترش اسلام و تثبیت حکومت،هجرت از مکه به مدینه که با پشتوانه آیات نورانی قرآن به عنوان تکلیف شرعی مورد تایید قرار گرفت و از آن پس مهمترین آموزه ها در جهت قوت بخشیدن به عقیده مشترک نسبت به یکتای بی همتا و توحید ارائه شد و خداوند به عنوان مسئول اعمال این ولایت وحاکمیت الهی معرفی شد. بدین ترتیب اساسی ترین اصل برای ایجاد وحدت و تشکل امت اسلامی که مبنای سیاسی و اجتماعی آن در دل،آثار عبادی و تعبدی آن ریشه داشت شکل گرفت. بر سراپرده اندیشه سیاسی اش پرتو لا اله الا الله تجلی داشت و در تمام رفتار سیاسی اش کار کرد این اندیشه یعنی فلاح و رستگاری همه انسان ها هدف بود.
۱۲. دلایل دشمنی یهود با پیامبر اسلام (ص) را توضیح دهید؟
در سرزمین اسلام قبیله هایی از قوم یهود زندگی می کردند که خود را فرزندان اسحاق و اسرائیل و برتر از اعراب می دانستند. از آنجا که روح حاکم بر کیش یهود ، نژاد و قومیت سایه گسترده بود ، بدین سبب به مخالفت جدی با پیامبر (ص) برخواستند و به علت روحیه قوم گرایی و نژاد پرستی نتوانستند در برابر گسترش اسلام آرام گیرند و به بهانه های مختلف پیمان عدم تعرض و توطئه را نقض کردند.همچنین آنها جزء ثروتمندان بودند ولی پیامبر ساده می زیست و این نیز دلیلی برای مخالفت آنها بود.
۱۳. آیا طرح صحیح و دور از تعصب "حقیقت مسألۀ جانشینی پیامبر" در راستای هدف استعمار است ؟ توضیح دهید
خیر. زیرا سیره پیامبر چنان بود که در سفر های کوتاه مدت یا چند روزه ، برای خود جانشین تعیین می کرد پس چگونه ممکن است در سفر های طولانی و بدون بازگشت-مرگ- امت را بدون راهنما و رهبر رها سازد؟آیا نادیده گرفتن این امر از سوی پیامبر خاتم کوتاهی در انجام رسالت شمرده نمی شود؟ و پیامبر با توجه به :
- دلایل و فلسفه بعثت (مانند قانون ثابت و ضروری هدایت عمومی)
- نیاز جامعه به زمامدار
- لزوم ارتباط بین عالم ربوبی و عالم انسانی
- تفسیر و بیان اصول کلی این و آیات قرآن
- تاکید های قرآن بر نقش جانشین پیامبر(ص) در تکمیل دین و اتمام نعمت، برای خود جانشین تعیین کرد.
۱۴. انگیزه ها و فتوحات خلفا را به اختصار بنویسید؟
به طور کلی عملکرد خلفا در راه اندازی جنگ های داخلی و خارجی از دو جهت اهمیت دارد. اول ضرورت این نبرد ها و آثار داخلی آن و دوم علل و اسباب داخلی و خارجی فتوحات .در بررسی علل و اسباب این پیروزی ها بیش تر محققان تاریخ بر آنند که هنگام طلوع اسلام نظام بین الملل به دلیل بسیار روشن از نا بسامانی و نارضایتی فرو رفته بود، برخی معتقدند این فتوحات آشکارا ارزش مکتب فکری و تربیتی اسلام می کاست، زیرا قرآن کریم به روشنی بیان می کند که هدف بعثت پیامبران و حکومت آنان، گسترش عدالت اجتماعی و تربیت معنوی مردم است نه تاسیس امپراتوری قیصری و کسرایی،استمسار،برده گیری عمومی و بدست آوردن غنیمت های بی کران جنگی ، مردمی که برای نفوذ اسلام به اعماق روحشان و تربیت صحیح و یافتن شخصیت انسانی اسلامی آماده می نمودند، هنوز بسم الله نیاموخته بودند که در گرداب جنگ ها فرو افتادند و معنویت اندکی را که تازه در پناه دین اندوخته بودند به طوفان کامجویی ها و خوش گذرانی ها سپردند.در این دوره همگام با گشودن دروازه های اسلام به روی انبوه مردم کشور های مغلوب ، فرهنگ اسلامی به آنها آموزش داده نشد. بدین ترتیب قدرت و نفوذ حکومت مرکزی بسیار گسترش یافت و سربازان اسلام فزونی یافت، ولی از مسلمانان مومن و پرهیزگار چندان خبری نبود.یکی از مشکلات و زیان های تازه اسلام آوردگان بودند که اینان مورد سوء استفاده اشخاص مغرض قرار گرفتند و به نام اسلام و قرآن به جنگ قرآن ناطق گسیل شدند. مساله کشور گشایی تا آنجا پیش رفت که حکومت اسلامی به امپراطورهایی چون ایران وروم تبدیل شد و بسیاری از صحابه در سایه مقام و ثروت به فساد گراییدند. جنگ های صفین و نهروان ملد این پدیده است.
۱۵. برخی از همکاری های امام علی (ع) با خلفای سه گانه را بیان کنید؟
آنچه حضرت علی (ع) را به مدارا با نظام حاکم واداشت مساله گسترش ارتداد و خطر روز افزون مدعیان دروغین نبوت در جزیره العرب بود. در جریان تعیین عثمان به عنوان خلیفه، از سوی شورای شش نفره فرمود: نیک می دانید که من از همه برای خلافت شایسته ترم . به خدا سوگند، تا وقتی کار مسلمانان به گونه ای مناسب جریان دارد، مرزهای آنان ایمن است و تنها بر من ستم می شود، مخالفتی ندارم هر چند آن حضرت از ابوبکر و عمر کناره گرفت ولی چنانکه از هر رهبر منطقی و متین گروه مخالف انتظار می رود هرگز ازارائه همکاری در برقراری روابط همگون ، تصحیح اشتباهات دولت ، انتقاد از سیاست های نادرست و نا بجا و تایید و تاکید بر تدابیر درست دریغ نورزید و هرگاه دستگاه خلافت در مسایل سیاسی و مشکلات اجتماعی با بن بست رو به رو می شد. امام مشاوره ای مورد اعتماد بود که با واقع بینی خاص مشکلات را از ره بر می داشت و مسیر کار را معین میکرد.
۱۶. وجوه افتراق به خلافت رسیدن سه خلیفۀ اول مسلمانان را بیان کنید؟
پس از رحلت رسول خدا (ص) انصار با سعد بن عباده در سقیفه بنی ساعده اجتماع کردند و پیشنهاد شد یک امیر از انصار و یک امیر از قریش انتخاب شود ولی عمر پاسخ داد: دو شمشیر در یک غلاف جای نخواهد گرفت و آنگاه دست ابوبکر را گرفته با او بیعت کرد و سپس انصار با او بیعت کردند و بعدها خود عمر اعتراف کرد که آن انتخاب با مومنان نبود. ابو بکر در بستر بیماری به عثمان که در تمام دوره بیماری ملازم او بود ماموریت داد تا از سوی او عهدنامه جانشینی بنویسد. او عهدنامه جانشینی را به نام عمر نوشت وابوبکر آن را تایید کرد و عهدنامه را همراه عمر و یکی از غلامانش به مسجد فرستاد. شخصی در راه از عمر پرسید: در این نامه چیست؟عمر گفت: نمی دانم ولی من اولین کسی هستم که از آن اطاعت می کنم.آن شخص گفت: نخست تو او را به خلافت گماردی واکنون او تو را به خلافت می گمارد.عمر برای انتخاب جانشین جزئی ترین احتمالات ممکن را در نظر گرفت و راه حل ارائه داد.شورایی را انتخاب کرد تا در خانه ای گرد آیند و پنجاه نظامی انصار از آنان مراقبت کنند تا این گروه یکی از میان خود برگزنند. اگر دو نفر با رای 4 نفر مخالفت می کردند،باید کشته می شدند. اگر سه نفر یک رای و سه تن رای دیگر داشتند باید به داوری داوری عبداللهبن عمر راضی میشدند. وگرنه رای گروهی که عبد الرحمان در میان آنان بود مقدم می شد و سه تن دیگر در صورت مخالفت به قتل می رسیدند. گفت وگوها آغاز شد و جانشین باید به کتاب خدا و سنت پیامبر و روش شیخین عمل می کرد حضرت علی نپذیرفت که به روش شیخین عمل کند ولی عثمان پذیرفت . بعد از برگزیدن عبدالرحمان سایر اعضاء شورا موافقت خود رااعلام کردند هر چند امام علی (ع) در آغاز با عثمان بیعت نکرد، ولی تدبیر خلیفه دوم بر لزوم قتل مخالف ، وی را ناگزیر به بیعت ساخت.
۱۷. آیا نرمش امام حسن و قیام امام حسین (ع) نشان دهندۀ اختلاف روحیۀ آن دو بزرگوار است ؟ چرا ؟
خیر. هردو امام افرادی بسیار دلیر بدند و در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازی دریغ می کردند. اما در زمان امام حسن(ع) اوضاع نامساعد، خطر رومیان و فقدان جبهه نیرومند و هماهنگ و دارای روحیه جنگ را بسیار نا موفق حیران ناپذیر می نمایاند وصلح به عنوان یک مساله ضروری بر امام حسن تحمیل شد. در حالیکه امام حسین(ع) دارای سپاهی فداکار و دارای هدف های بزرگ بود ولی در ماجرای امام حسن سپاه وی عامل اصلی نومیدی حضرت از پیروزی نظامی بود. امام حسن با دشمنی همچون معاویه که سیاست باز تیزبین،متظاهر و فرصت طلب بود روبرو بود و جنگ با او به نابودی همه شیعیان وآخرین سربازی که دل به اسلام اصیل سپرده بود می انجامید.معاویه در اجرای نقشه ها و تصفیه حساب های قدیمی و تاریخی استعدادی عجیب داشت در حالیکه دشمن امام حسین(ع) چنین نبود، او به هیچ وجه از عهده حل مشکلات،مهار امواج مخالفت و به کار بستن نقشه های وسیع بر نمی آمد وامام حسین هم از لغزش های او برای دست یابی به هدفش بهره می گرفت.