وفاداری به همسر در کشورهای غربی !

نقشه روابط غیر تک همسری (Non-monogamy map)
در کتاب "سکس در امریکا"(Sex in America: A Definitive Survey) که مبتنی بر مطالعه زندگی همجنس بازانی که 1 تا 37 سال سابقه زندگی مشترک دارند، چنین آمده است که: ...
*100 درصد زوج ها در 5 سال اول زندگی خیانت را تجربه کرده اند.
*زوج هائی بیشتر از 10 سال را با یکدیگر گذرانده اند که خیانت را به عنوان واقعیتی دردناک در رابطه شان قبول نموده و پذیرفته اند.
*بیشتر از 85 درصد زوج ها مهمترین مشکل خود را "روابط خارج از رابطه شان" گزارش داده اند.
مرغ همسایه غاز است
ازدواج با دو خواهر دو قلو و خاله ها
درحالی که در کشورهای اسلامی، فمینیستها شدیداً بر طبل تضاد چندهمسری با حقوق زنان می کوبند در غرب چند همسری یک مرد جزئی از حقوق بشر است.
ازدواج مرد 42 ساله امریکایی با دو خواهر دو قلو و خاله شان و از این ازدواج 24 بچه دارد
مسلمونها یاد بگیرند : آپدیت شدن دین یعنی این !!!!

وقتی کلیسا همجنسبازان را عقد می کند !
در این میان تنها مانعی که میتوانست انسان را از پرده دری های نوینش باز دارد، دین بود، که کلیسای مسیحیت از یک طرف بر طبل مخالفت با ازدواج همجنس گراها در کلیسا میکوبد و از طرف دیگر آن ها را افرادی مستحق احترام، عدالت و مراقبت معنوی معرفی میکند. مشخص است که نتیجه این سیاست یک بام و دوهوا ازدواج همجنس گرا های برخی کشورها در کلیسا میشود.
این ها ادامه ی همان مکتب فکریست که خود را عضو کمپین ضد همجنس خواهی می دانند ، اما به عنوان "انسان" برایشان حقوق قایل اند. شاید در نظر ، "نسبیت اخلاقی" را بپذیریم ، اما نمی توانم از پیامدهای عملی آن در امان باشیم - "مطلق گرایی اخلاقی" !!!
مایکل مور مستندساز آمریکایی در مستند "کاپیتالیسم" : سرمایه داری یک شیطان است و با شیطان نباید کنار آمد ، بایست آن از بین برد.
نسل شیشه ایی

"خانواده" ، یک اصل است و بقیه ی جایگزین ها حتی ارزش "بدل" شدن هم ندارند.
فاش می گویم از گفته ی خود دلشادم : "دین" با همه ی گزینه هایی که راه به راه مضحکه نسلی قرار می گیرد که خود محصول نگرش خانواده سنتی است ، تنها و تنها نگهدارنده ی سنتی ترین نهاد اجتماعی - خانواده - است.
"لیبرالیسم" تصمیم خواهد گرفت خود را از گیر و بند قوانین ازدواج که هر روز نیازمند تبصره جدیدی برای رسمی کردن قسمی از روابط نوظهور انسان غربی و حقوقش در چارچوب این روابط جدید است، رها کرده و تمام روابط را آزاد رسمی اعلام کند
حسان اللقیس مسئول امور انفورماتیک و ارتباطات حزب الله

I Testify that Hassan Allqys didn't Participate in Jihad ( Allah's way) for sex with Women's heaven , not for Paradise tree , milk , Honey , ... . He is a real free man
أشهد أن حسان اللقیس لم يشاركوا الجهاد فی سبیل الله لممارسة الجنسیة مع الحور المقصورات فی الخیام ، و لا النوم تحت الشجرة الطوبی و لا الحلیب و لا العسل و لا ... . هذا نعت الاحرار الحقیقی
شهادت می دهم که شهید حسان اللقيس برای شوق وصال بهشت و بهشتیان پا در میدان جهاد نگذاشت. او از میان آزادی ، آزادگی را برگزید !
روزنامه صهیونیستی هاآرتض در واکنش به ترور فرمانده حزب الله لبنان نوشت: " اللقیس در واقع مغز متفکری بود که مسئولیتی مشابه رئیس بخش پژوهش و تحقیقات ارتش اسرائیل را در حزب الله لبنان داشت ."
***
متن وصیت نامه
بسم رب الشهداء و الصدیقین
سپاس خدای را که اول است و چیزی پیش از او نیست، و آخر است و چیزی بعد از او نیست. ظاهر است و باطن، و هیچ چیزی ورای او وجود ندارد. سپاس خدای را برای هر آنچه که عطا کرد و هر آنچه که پس گرفت. برای هر صنع نیکویش و هر امتحانی که به آن مبتلایمان ساخت. شکر خداوند را برای هدایت ما و برای نعمت ولایت که بزرگترین نعمت اوست برای ما.
شهادت می دهم که محمد(ص) بنده خدا و رسول و حبیب اوست، خداوند او را به حق به پیامبری بر انگیخت تا بندگانش را از پرستش بت ها به پرستش خدا رهنمون شود، و از اطاعت شیطان به اطاعت خداوند و اولیای خدا بازشان دارد. شهادت می دهم علی(ع) ولی برگزیده خدا و حجت بر همه خلایق است و امامان از نسل او، رهبران مردم و ائمه هدایتند. خداوند ما را در زمره آنان محشور گرداند و به اندازه یک چشم بر هم زدنی بین ما و آنان جدایی نیفکند.
بارالها ! این جان من است که هنگام خلقتم آن را نزد من به امانت سپردی، امانتی پاک و مطهر و بری از هر گونه آلودگی ! تو را به محبوبترین بندگان در پیشگاهت، محمد و اهل بیت طاهرینش قسم می دهم که این امانتت را در حالی از من قبول کنی که در خون خود آغشته ام، تا بدین وسیله آن را از همه آلودگی هایی که به واسطه اعمالم در این دنیای پست بر آن نشسته است پاک گردانی. و با همه وجود امید دارم خیانتم در حفظ امانتت را مورد عفو قرار دهی و آن را از من بپذیری همانطور که از ساحران فرعون پذیرفتی. امید آن دارم که قسم مرا به محبوبترین بنده ات رد نکنی و از من در گذری، ای مهربانترین مهربانان و بهترین بخشندگان!
سلام بر تو ای آقا و مولایم، یا ابا عبدالله الحسین! ای پیشوای آزادگان و انقلابیین! تویی که راه شهادت را پیمودی و سید شهیدان گشتی. ای کسی که قربانیکردن جان و فدا کردن خانواده را به ما آموختی و آتش شوق به ملاقات پروردگار را در حالی که در خون خود غوطه وریم در دلهای ما برافروختی. همانگونه که خود نیز چنین بودی! از خداوند مسألت می کنیم شهادت را بر ما ارزانی دارد تا بدین وسیله با فاطمه زهرا (س) همدردی کرده باشیم و در زمره قافله نورانی تو در آییم که قافله عزتمندی و کرامت شهادت است، در آن روزی که جز اعمال صالح، چیزی به فریاد انسان نمی رسد. به خدا قسم که همه ایثارگری های شیعیان تو در طول تاریخ با هیچ یک از قربانی هایی که در روز عاشورا تقدیم کردی برابری نمی کند و حقیقتا هیچ روزی در سختی و شدت، مثل روز تو نیست!
السلام علیک یا سیدی و مولای یا صاحب الزمان! سلام بر تو که خلیفة الرحمن و حجة الله و بقیة الله در عالم و کشتی نجات این امت هستی. جان من و همه عالمیان فدای تو باد! خداوند فرج و ظهور تو را نزدیک گرداند و ما را به واسطه شما بر دشمنان جدتان نصرت عطا فرماید و دینی را که مورد رضای اوست بر عالم بگستراند و زمین را پس از آنکه از ظلم و عدوان لبریز شده، از عدالت سرشار گرداند. اگر خداوند پیش از ظهور شما شهادت را روزی ام فرمود، از خداوند می خواهم مرا با بقیه شهیدان، برای یاری تو به این دنیا بر گرداند تا در زیر پرچم تو با دشمنانت بجنگیم و یک بار دیگر شیرینی شهادت را در زیر لوای شما تجربه کنیم. به درستی که خداوند شنوا و اجابت کننده است.
سلام بر بت شکن زمان ما، و زنده کننده دین پیامبر خاتم و بیدارگر ما و رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی(قدس سره)، و سلام بر رهبر و ولی فقیه مان، سید علی خامنه ای (حفظه الله) که خداوند عمر طولانی به او عطا فرماید و حکومت اسلامی و پاسداران آن و مردمش را حفظ و حراست فرماید.
سلام بر سرور شهیدان مقاومت اسلامی حزب الله، سید عباس موسوی و سایر شهیدان مقاومت اسلامی که با خون پاکشان از مقاومت حراست کردند و باعث عزت و افتخار برای مقاومت شدند.
***
وصیت من به رهبرم، جناب سید حسن نصرالله
سلام من به تو ای سید مقاومت و رهبر و حافظ و نگهبان مقاومت، که پیوسته آن را به انتصارات رهنمون شدی و یکی پس از دیگری افتخار برای مقاومت اسلامی رقم زدی. سید ما، جان های ما همه فدای تو باد! اگر روز و شب، خداوند را به جهت رهبری تو در مسیر مقاومت شکر گذار باشیم حق سپاسگذاری را ادا نکرده ایم. تو تمثیل این جمله در مناجات هستی که: "آنکس که تو را یافت چه گم کرد؟ و آنکس که تو را گم کرد چه یافت؟!” ما تحت رهبری تو در این مسیر مقاومت، -به اذن الله- هرگز راه را گم نخواهیم کرد.
ای صادق امین! مجاهدت در زیر لوای تو آنقدر شیرین است و آنچنان اطمینان و اعتماد قلبی به انسان می دهد که هیچ چیزی بر روی زمین قادر به از بین بردن آن نیست. خداوند تو را با دیده همیشه بیدارش حفظ و حراست فرماید. همانطور که فرزندم علی پیش از آنکه در عملیات "الوعد الصادق” در زیر لوای شما به شرف شهادت نایل آید، در مراسم عمومی، وظیفه حراست و حفاظت از شما را بر عهده داشت، پس از شهادت او را در خواب دیدیم که با عده ای از شهدا، همچنان عهده دار حفاظت از شما هستند.
اگر خداوند توفیق شهادت را روزی ام گرداند، اهل آسمان را باخبر خواهم کرد که خداوند چطور شیعیان لبنان را به وجود رهبری چون تو که مجاهدی پرهیزگار و صادق و حکیم و شجاع و متواضع و صبور و پیروز و سرفراز هستی امتیاز بخشیده است. و نیز خواهم گفت که چگونه تو را به وجود مردمی شریف و شجاع و صبور مختص گردانیده است که بسیاری از پیامبران و امامان در طول تاریخ از آن بی بهره بودند. مردمی که دوستت دارند و اطمینان به تو دارند و یاری ات می کنند و روز و شب پیوسته دعایت می کنند. خوشا به حال تو و خوشا به سعادت آنان! از خداوند می خواهم شما را و آنان را حفظ کند و شما را نصرت عطا فرماید و آنان را به سبب شما یاری دهد، و این امت را با عطای عمر طولانی برای شما متنعم سازد، و مجاهدت طولانی ات را همانند اجداد مطهرت به شهادت ختم فرماید، تا در بهشت نیز در زمره فرماندهان و امرا باشی همان گونه که در زمین امیر و فرمانده ما بودی؛ به راستی که خداوند شنوا و اجابت کننده است.
خواهش من از شما این است در مورد کوتاهی هایی که از من در دوران خدمتم سر زد مرا مورد عفو و بخشش قرار دهی، چرا که رضایت شما به معنی رضایت خدا و رسولش و ناخشنودی شما نارضایتی خدا و رسولش است. از خدا می خواهم که من و بقیه شهیدان را با شما در کنار اباعبدالله الحسین و یارانش محشور گرداند.
در خاتمه، از جنابعالی به جهت محبت ویژه و اهتمام خاص تان به بنده و خانواده ام مخصوصا بعد از جنگ تموز (۳۳ روزه) تشکر می کنم. ان شاء الله هیچگاه شما را از یاد نخواهیم برد. خداوند بهترین پاداش را از طرف این امت نصیبتان گرداند.
خادم شما که هرگز فراموشتان نخواهد کرد: حسان اللقیس
***
وصیت من به برادران مجاهدم
به همه کسانی که خداوند توفیقم بخشید با آنها زندگی کرده و در کنار آنها جهاد کنم، و خدمتگذار آنان باشم، کسانی که محتاج دعای آنها هستم و از خدا می خواهم که از بین آنها شهادت را روزی ام گرداند.
برادرانم! دنیا محل گذر است و مکان توقف نیست. خداوند آن را برای این قرار داده است تا با اعمال خود مهیای آخرت شویم. ما در این دنیا مهمان هایی بیش نیستیم و در زمانی زندگی می کنیم که هجوم همه جانبه جهانی بر پیروان اسلام ناب محمدی شدت گرفته است. "یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم” می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، اما خداوند با وجود امثال شما که از صدق و صبر و ثبات قدم اصحاب اباعبدالله برخوردار هستید ابا دارد و نورش را کامل خواهد کرد.:”یأبی الله الا أن یتم نوره ولو کره المشرکون”.
وصیت من به شما برادران این است که به جهاد با نفس بپردازید. چه بسیار برنده ای که باخت به سبب اینکه دنیا او را فریفته خود ساخت و گرفتار عجب و غرور و آرزوهای طولانی گرداند. برحذر باشید برادرانم! رضایت خدا جز با اطاعت او و اطاعت اولیایش به دست نمی آید و تقوی جز با پرهیز از محرمات الهی حاصل نمی گردد و به نیکی نمی توان رسید مگر با گذشتن از دل بخواهی ها و بخشیدن آنچه که دوست می داریم. آیا می خواهیم از راهی جز این راه به رضایت الهی دست یابیم و جزو اولیایش گردیم؟؟ هیهات! رضایت خدا و بهشت الهی برای آن بندگانی آماده شده است که تقوی پیشه کنند. و درجات اعلی برای آنان است که مال و جانشان را صادقانه در مسیر او به کار گیرند تا از خاصان اولیایش گردند:
"أن الله اشتری من المومنین أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة”. خداوند جانها و اموال مومنان را از آنان خرید تا در مقابل، بهشت برای آنها باشد… بهشتی که پهنای آن، آسمانها و زمین است، وبرای پرهیزکاران آماده شده است:”وجنة عرضها السموات والأرض أعدت للمتقین”.
پس تقوای خدا پیشه کنید و برای تقوی پیشگی، از صبر کمک بگیرید. چرا که تقوا، امروز حرز و سپر شماست و فردا در قیامت راه شما به سوی بهشت است.
مومن باید با برادر مومن خود مهربان باشد و به خاطر عیب یا خطایی او را رسوا نسازد، چه بسا او با وجود آن خطا یا لغزش مورد غفران الهی قرار گیرد. و در مورد خود، حتی گناه کوچک را سبک نشمارد چه بسا به واسطه همان گناه عذاب شامل حالش شود. و باید که در مورد رفتار برادرانش حمل بر وجه نیکو کند چه بسا کسی که چیزی درباره کسی نقل کرده، مرتکب اشتباه شده باشد و بعدا باطل بودن سخن او آشکار شود. خداوند شنوا و بیناست. پس هیچ کدام از شما عیب جویی از برادرش نکند و هرکس باید مشغول سپاس و شکرگزاری از خداوند باشد بایت ایمن داشتنش از بلاهایی که دیگران را به آن مبتلا ساخته است.
بسیار استغفار کنید که "یرسل علیکم مدرارا”، "و بالشکر تدوم النعم” و با شکرگزاری است که نعمت ها استمرار می یابد، (مخصوصا نعمت ولایت)، بکوشید تذلل بندگی بر سرتان سایهافکن باشد، و گردن افرازی و تکبر را از خود دور سازید، چرا که "الکبر رداء الله، و من نازعه فی ردائه قصمه” (کبریایی، ردایی در خور شان پروردگار و مختص اوست، هر کس در این خصوص با او منازعه کند خداوند او را در هم میکوبد و هلاک میگرداند!)، و ”عاجزترین مردم کسی است که از یافتن دوستان ناتوان باشد”. بر حذر باشید که خداوند بندگان مستکبرش را با دوستان خود که ضعیف شمرده شدهاند به امتحان میکشد. خداوند متعال به پیامبر خود موسی(ع) در بیان علت برگزیده شدنش به پیامبری وحی فرمود: "ای موسی! من به بندگانم نظر افکندم، و در بین آنان، متواضعتر از تو نیافتم.”
برادرانم! همانطور که خداوند پیامبران و اولیای خود را برگزید، این امت عظیم را نیز از بین همه امتها برگزید. سرسختترین دشمنان را در مواجهه با آن قرار داد و با انواع و اقسام حرمان ها و قهر و عذاب و جنگ ها و سختی ها و نقص در اموال و جان ها به امتحان کشید، این امت صبوری کرد و مورد بشارت قرار گرفت. خداوند بهترین رهبران را در طول تاریخ به امامت این امت برگزید که یکی پس از دیگری پیروزی و انتصار و عزت و افتخار برای آن به ارمغان آوردند و باعث مباهات این امت به سایر امت ها در دنیا شدند. و رسول اعظم نیز در آخرت به این امت در مقابل دیگر خلایق مباهات می کند. رهبرانی که استحکام اسلام را به آن باز گرداندند پس از آن که گمراهان آن را دچار انحراف ساخته بودند، و طراوات و شیرینی جهاد در راه خدا را یک بار دیگر زنده کردند. خداوند برای مجاهدین در راهش، پر افتخارترین دروازه مجاهدت را گشود، خوشا به حال آنان که به سوی جهاد فراخوانده شدند و این دعوت را لبیک گفتند، به رهبرشان که مورد تائید و نصرت الهی بود اطمینان کردند و از او اطاعت و فرمانبری کردند. بر سختی کارزار صبوری ورزیدند و ثابت قدم ماندند و جمجمه شان را به خدا سپردند و فراوان ذکر خدا را گفتند. برخی از آنها از سوی خدا برای دینش انتخاب شدند و سختی و عذاب را به جان خریدند و سرانجام در جایگاه امن خود در کنار محمد و آلش مأوا گرفتند… شما نیز جزو منتظرانی باشید که بر وعده شان با خدا ثابت قدم ماندند و دچار تغییر نشدند.
خداوند متعال می فرماید: "هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم لهم جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها أبدا”؛ امروز روزی است که راستگویان از صدق خود بهره مند می شوند، برای آنان باغ هایی است که از زیر آن نهرها جاری است، و در آن تا ابد جاودانه خواهند ماند.
برادرانم ! شما را سفارش می کنم به ادامه دادن راه جهاد در مسیر حزب الله، که مسیر عزت و کرامت است، و سفارش می کنم به یاری رهبر حزب الله، سید حسن نصرالله، که به خدا قسم راهی را به سوی خدا نیافتم که سریعتر از این راه به رضایت خداوند منتهی شود، و رهبری را نیافتم که همچون ایشان بر مسیر هدایت قرار داشته باشد تا از او پیروی و تبعیت کنم. همه ما به چشم دیدیم چگونه خداوند این امت را با رهبری مبارکش پیروزی بخشید، در حالی که او این ندا را سر داده بود: "ولی زمن الهزائم” (روزگار شکست ها به سر آمد!) و همچنان ما را به پیروزی بشارت می دهد. خداوند او را مورد تاییدات خود قرار داده و نصرتش را شامل حالش گرداند و عمر مبارکش را تا زمان ظهور امام مهدی (ارواحنا لمقدمه الفداء) طولانی گردادند. مبادا خدای نکرده روزی همانند ابا عبدالله الحسین(ع) به خداوند شکایت برد که "وا قلة ناصراه” که در آن صورت غضب خداوند تا روز قیامت دامنگیرمان خواهد شد.
در خاتمه، از خداوند برای شما مغفرت و رضا و شهادت پس از عمری طولانی طلب می کنم و از شما طلب بخشش می کنم. برای من و بقیه برادرانتان که پیش از من در این مسیر به فیض شهادت نایل آمدند دعا کنید. مبارک باد بر حزب الله لبنان، این رهبری و این شیعیان و این مجاهدان و این شهیدانش!
فقیر رحمت پروردگار: حسان اللقیس
امّل ، بی جنبه ، سنّتی

بر و بچه های بروز شده ، اسم " امّل " ، " بی جنبه " ، " سنتی " ، روی پریسا می گذارند
پای سخنان پریسا سحرخیز ، مجری و برنامهساز سابق شبکه من و تو
- خیلی وقته که با خودم کلنجار میرم حرفهای دلموم بزنم یا نه. هیچ وقت دوست نداشتم در مورد علت نبودنم حرفی بزنم اما این مسیجها و درخواستهای شما دوستان بود که منو وادار کرد تا پا رو دلم بذارم و حرف دلم و بزنم.
- تنها چیزی که نمیشد باهاش کنار اومد و برام خیلی سخت و عذابآور بود این بود که بخوام با کسی غیر از همسر خودم رابطه داشته باشم و یا قبول کنم که همسرم با کسی غیر از من باشه. چیزی که برای خیلی از اعضای شبکه عادی بود. اونقدر عادی که حتی همسراشونو به همدیگه پیشنهاد میدادند و به این بهونه مهمونی میگرفتند. واقعا شرمم میاد از چیزهایی که تو این مهمونیها میگذشت بگم
- باید به شبکه بگم که با بستن آیدی فیسم نمیتونید واقعیت رو از بین ببرید. من هنوز با کارهاتون مخالفم. شما زن رو بازیچه خودتون میدونید
- کسانی که ادعای آزادی بیان دارند وقتی نظر شخصیات را در مورد چیزی که دوست نداری میگی خیلی زود عصبانی میشن و کاملا بچگانه برخورد میکنن
- شما کارمندان شبکه من و تو به روشنا (یکی از شرکتکنندگان برنامه آکادمی گوگوش) دست درازی کردید و او مجبور به خودکشی شد
نوام چامسکی و عهد شکنی آمریکا

- اوباما پیش از این در مذاکرات هستهای یک بار علیه ایران بدعهدی کرده است.
- آمریکا و اسرائیل دو بازیگر خودسر در خاورمیانه هستند که به تجاوز و ترور و نقض عامدانه قوانین بینالمللی متوسل میشوند
- 10 سال قبل ایران پیشنهاد حل اختلافات خود با آمریکا درباره برنامه هستهایاش در کنار همه دیگر موضوعات را مطرح کرد. دولت بوش با عصبانیت این پیشنهاد را رد کرد و دیپلمات سوئیسی حامل این پیشنهاد را مواخذه کرد
- با اشاره به پیشنهاد ترکیه و برزیل در سال 2010 که طی آن ایران
اورانیوم غنیسازی شده خود را به خارج از کشور برای نگهداری منتقل میکرد و در عوض
غرب موظف به تهیه سوخت برای راکتورهای تحقیقاتی پزشکی ایران میشد : رئیسجمهور
اوباما شدیدا از برزیل و ترکیه به خاطر رفتار خارج از چارچوب سیاستهای غرب انتقاد
کرد. و بلافاصله تحریمهای سختتری اعمال کرد. برزیل که تحریک و رنجیده شده بود
نامهای از اوباما منتشر کرد که در آن وی پیشنهاد این هماهنگی را کرده است،
احتمالا با این تصور که ایران آن را رد خواهد کرد. این حادثه خیلی زود محو شد
- دولت اوباما با حفظ گزینه نظامی بر روی میز معاهده منع گسترش
تسلیحات هستهای (انپیتی) را نقض کرده است

نمونه سوالات تاریخ اسلام
نام کتاب : "تاریخ تحلیلی صدر اسلام ، محمد نصیری ، دفتر نشر معارف ، ۱۳۹۰"
۱. آیا تاریخ از اعتبار علمی برخوردار است ، چرا ؟
بله. به دلیل اینکه وجود تاریخ ، به عنوان مجموعه ای از معارف برخوردار از روش ، موضوع و نظم وانسجام غیر قابل تردید است؛ بیشترمحققان، نگاهی به شناسنامه تمدن های واقع بینانه نمی کنند،زیرا اولا ماهیت برخی از وقایع به گونه ای است که امکان تحریف و دروغ در آنها راه ندارد؛ و ثانیا نمی شودهمه افراد بشر را به سود جویی و دروغ پردازی در ثبت ونقل وقایع متهم کرد. افزون بر این، محقق می تواند با توجه به شاخص هایی که برای مطاله تاریخ وجود دارددرستی یا نادرستی بسیاری ازنقل ها و تحلیل ها را دریابد.اما ازآنجا که اثبات دانش(science) بودن تاریخ به آسانی میسر نیست، گروهی به تاریخ و داده های آن بدبین و بی اعتمادند.
۲. آثار مستشرقین را چگونه ارزیابی می کنید ؟
اینکه برخی از پژوهش های علمی و عظیم دانشمندان غربی درباره مشرق زمین ، بر پایه شناخت شرق به عنوان فرهنگ و جامعه ای دیگر و با هدف روشنگری انسان انجام گرفته انکار ناپذیر است اما گره خوردن پیدا و پنهان بسیاری از این تحقیقات با سیاست های غربیان تا انجا پیش رفته که حتی برخی از شرق شناسان در شمار منتقدان جدی قرار گرفته اند. یکی از پژوهشگران می نویسد: اگر مستشرفی می گفت : ماست سفید است، همیشه جای این احتمال را در ذهن خود نگاه دارید که یا ماست اصلا سفید نیست، یا اثبات سفیدی ماست مقدمه ای است برای نفی سیاهی از ذغال . یکی از خاور شناسانی که تحقیقات بسیاری درباره تاریخ اسلام انجام داده و سخت مورد انتقاد قرار گرفته ((هنری لاسنس)) است و دانشمندان مسیحی اینگونه آثار را خلاف روحیه و روش علمی می داند.(( تاریخ اسلام دانشگاه کمبریج)) یکی از آثار جدید مستشرقان درباره تاریخ اسلام است که به عنوان دریافتی نوین و به هدف گسترش فهم و ادراک اسلام ارائه شده است. ادوارد سعید - پژوهشگر مسیحی فلسطینی درباره این اثرمی نویسد:«... نه تنها این کتاب اسلام را به عنوان یک دین بسیار بد می فهماند عرضه می کند، بلکه هیچ ایده واحدی هم به منزله یک تاریخ از خود ندارد...»
۳. ضرورت تدریس تاریخ اسلام چیست؟
از آنجا که تاریخ درس عبرت و ملکه ذهنی انسان است و در زندگی آینده به کارمی رود، پل ارتباطی است بین ما ونسل های گذشته ، رابطه علّی بین حوادث را به ما نشان می دهد. تدریس آن ضرورت دارد. وقتی تاریخ را مطالعه میکنیم گویی در کنار گذشتگان زندگی می کنیم و چون ما مسلمانیم باید از گذشته نیاکان و دین اسلام و پیامبران آسمانی آگاه باشیم در قرآن نیز شرح احوال پیامبران در گذشته شرح داده شده است. پس ما وظیفه داریم تاریخ اسلام را مطالعه و تدریس کنیم.
۴. موقعیت دین و مذهب را در سه جامعه ایران ، روم و عرب بیان نمایید؟
هنگام ظهور اسلام ، ادیانی مانند زرتشتی ، یهودی ،مسیحی، مانوی ،صائبی و مزدکی در ایران رواج داشت. دین رسمی ، که از سوی شاهان ساسانی مورد حمایت قرار می گرفت، آیین زرتشت بود.ویژگی اصلی و بدون تردید این دین در زمان ساسانیان اعتقاد به یک ثنویت جهانی ( اهورا مزدا و اهریمن ) بود. خورشید ، ماه ، ستارگان ، آتش ،باد ، کوهها و ارواح مقدس را در گذشته می پرستیدند و اینکه آفتاب در تعلیمات زرتشت موجودی مقدس بود.فرزند اهورا مزدا شناخته می شد و مقام یافته بود و مورد پرستش قرار گرفت. در امپراتوری روم شرقی ، مسیحیت دین رسمی بود. قسطنطین به سبب رویایی فرمان مسیحیت را اعلام کرد و از آن پس مشکلات داخلی مسیحیت به وجود آمد. روح القدس وارد مسیحیت شد ، تثلیث به رسمیت شناخته شد و افکار واقعی مسیح نابود شد. دین گریزی از آن به بعد استوار شد. شکل دین در بسیاری از ابعاد تغییر کرد. مردم حق مراجعه مستقیم به انجیل را از دست دادند و در بسیاری از کارها به کشیش نیازمند شدند. در جزیرة العرب عنصر واقعی دین قبایل عرب جاهلی شرک و بت پرستی و به تعبیری آمیزه ای از تعدد خدایان و طبیعت پرستی بود. اعتقاد به جن ارواح ،پرستش ماه و ستارگان وجود داشت. مسیحیت و دین یهود در نقاطی مانند نجران و یثرب گسترش داشت و در مناطقی مانند حیره کیش زرتشتی مورد توجه بود.
۵. عصبیت موجود در ارتباط با احزاب در سطح جهان را با عصبیت قبیله ای عرب مقایسه کنید؟
در قبیله های عرب سه رکن وجود داشته : نسب، حسب وعصب که بر اساس نسب و حب ،تمام افراد باید از شناسنامه و فضایل ومفاخر قبیله آگاه باشند و بر اساس عصب و عرق قبیله ای همه در ساختار قبیله محو بودند، به گونه ای که همه پیوند ها و روابط برای حفظ وحدت خون و وحدت گوشت قبیله قربانی می شد. این عصبیت برای اعضای قبیله محدودیت و برای رهبر آنها نوعی استبداد مطلق پدید می آورد.این عصبیت باعث جنگ خونین قبیله ای می شد و یا جنگ بین عرب و غیر عرب راه می افتاد. در حال حاضر نیز تعصب و نژاد پرستی در بین اقوام سفید پوست یا سیاه پوست وجود دارد.
امروزه احزاب نیز همان نقشی را بازی می کنند که قبایل در گذشته بازی می کردند. افراد از خود استقلال رای ندارند و اگر در حزب تصمیمی به تصویب برسد بقیه اعضاء وظیفه دارند از رای فردی خود چشم پوشی کرده به رای اکثریت تن در دهند.
۶. وضعیت حقوق زنان و نظام در سه جامعۀ ایران دورۀ ساسانی ، امپراطوری روم و جزیرة العرب را مقایسه و ارزیابی کنید؟
در خانواده ایرانی دوره ساسانی ، مرد ریاست مطلق داشت، از نظر تعداد همسر محدودیتی نداشت. ازدواج با محارم رواج داشت. زن از شخصیت حقوقی بی بهره بود و به عنوان شی ء از آن دیگران به حساب می آمد. پدر می توانست کودکانش را از خود براند یا به دیگران بفروشد. شوهر می توانست همسرش را که در انجام وظایفش کوتاهی کرده به مرد دیگری بسپارد تا از خدماتش بهره گیرد. در روم نیز مانند ایران زنان از حقوق بهره ای نداشتند و ازدواج با محارم اشکالی نداشته است. مردم به چهار طبقه اشراف ، شوالیه ،بردگان وطبقه متوسط تقسیم می شوند و هر کس در هر درجه از شایستگی یا بی لیاقتی از مزایای مخصوص طبقه خود بهره مند می شد. در جزیرة العرب وضع بدتر بود. مرد از حق فروش، قتل، ضرب و شتم زن برخوردار بود و سرنوشت او مقهور اراده مرد بود. . زن در پذیرش و عدم پذیرش شریک زندگی اختیاری نداشت، امنیت حقوقی و خانوادگی نداشت و مرد می توانست ده زن اختیار کند. زن را ننگ می شمردند و دختران را زنده به گور می کردند و ازدواج زناشویی ها مانند اماء، مبادله و استبضاع نظام خانواده را متزلزل و شأن زن را در حد جانوران پایین می آورد.
۷. کارنامه اسلام در سیزده سال مکه را تحلیل کنید؟
پیامبر در سن ۴۰ سالگی رهبری بشریت را به عهده گرفت و سه عنصرعلم ، دین و انسان را پایه بنیادین تمدن آرمانی خود قرار داد به علت جو نا مناسب پیامبر تبلیغ و دعوت خود را پنهانی آغاز کرد که سه سال به طول انجامید زیرا مردم هنوز آمادگی نداشتند و فشار بر روی پیامبر زیاد بود و آنها نمی خواستند جانشان به خطر بیافتد. و فقط خود پیامبر ، خدیجه و حضرت علی و چند نفر دیگر بودند. بعد از اتمام سه سال دعوت پنهانی مرحله دوم آغاز شد و دعوت آشکار خود را از خویشاوندان شروع نمود. پیامبر آنها را دعوت به شام کرد ، سپس فرمودند : برای مردم به ایمان به خدا چه کسی مرا یاری می کند؟ و هر سه بار فقط علی (ع) پاسخ داد. سپس پیامبر فرمودند علی وصی و جانشین من در میان شماست و این نوعی اتمام حجت بود. در مرحله سوم پیامبر مردم را زیر کوه صفا جمع می کند و دعوت عمومی به پرستش خدا و سرزنش بت پرستی و رستگاری را آغاز کرد و گروهی به اسلام روی آوردند. اما بعد مشرکان به مخالفت با اسلام پرداختند و یهودیان و منافقان نیز با پیامبرمخالفت کردند. این کار بزرگ و امر خطیر، همت و تلاش زیادی می طلبد که پیامبر در آن راه ثابت قدم بود و برای رسیدن به اهداف خود زود ناامید نمی شد و مقطع مقطع پیش می رفت تا به موفقیت دست یافت.
۸. مراحل مختلف مبارزه با دعوت پیامبر (ص) در مدینه را توضیح دهید؟
پیامبر و یارانش ۱۳ سال در مکه مورد شکنجه و آزار قرار گرفتند و ناگزیر به مدینه هجرت کردند. مشرکان و کفار نیز آنها را می آزردند،دارایی آنها را مصادره می کردند و آنها را از هجرت باز می داشتند. و حتی به پیامبر اخطار کردند که در انتظار حمله قریش باشد. خداوند نیز چنین وحی کرد : آنان که در مورد هجوم و تجاوز واقع شده اند می توانند به جنگ و دفاع بپردازند. خداوند نیز آنها را یاری میکند. بنابر این در سال دوم هجرت،برای حفظ اسلام و دفاع از حقوق حیاتی مسلمانان و خنثی کردن نقشه های قریش پیامبر دست به اقدام زد. مسلمانان در بدر با لشکریان قریش روبرو شدند و با آنکه نیرویی کمتر از یک سوم کفار داشتند به پیروزی رسیدند. قریش برای شکست بدر ، در سال سوم هجرت رهسپار مدینه شد و در احد با لشگر اسلام روبرو شد. در این جنگ به دلیل سرپیچی برخی از مسلمانان از فرمان پیامبر پیروزی مومنان به ناکامی تبدیل شد. به تحریک گروهی از یهودیان بنی نضیر ، مشرکان مکه به یاری گروه های مختلف ، با لشگر انبوهی در سال 5 به مدینه حرکت کردند. مسلمانان برای حفظ مرکز اسلام پیرامون شهر خندقی کندند و در برابر ده هزار دشمن صف بستند. حضرت علی سردار مشرکان را از پای در آورد و جنگ خندق به سود مسلمانان پایان پذیرفت.قبیله بنی قریظه با نادیده گرفتن پیمان صلح در جنگ خندق به یاری قریش شتافت ودر موارد بسیار به تحریک مسلمانان پرداخت و به اقدام هایی خطر ناک دست زد. سر انجام پیامبر در سال 5 هجرت برای نابود ساختن این کانون توطئه وارد نبرد شد و آنها را به تسلیم وا داشت. بنی المصطلق گروهی از قبیله خزاعه بودند که علیه مسلمانان توطئه می کردند.پیامبر(ص) از نقشه آن ها آگاهی یافت و در سال ششم هجرت با لشگری در پیکاری سخت بر این گروه چیره شد. یهودیان ساکن قلعه خیبر روابط نظامی و اقتصادی با مشرکان داشتند و امنیت مسلمانان از سوی آنها به شدت تهدید می شد. و در سال هفتم هجری مسلمانان به سوی،خیبر که ستاد مرکزی دشمن بود، حرکت کرده و پس از محاصره و جنگ یهودیان را به تسلیم واداشت. با کشته شدن حارث بن عمید، نامه رسان پیامبر(ص) دشمنی شدید رومیان آشکار شد. لشگر اسلام در سال هشتم هجرت در موکه با سپاه روم که از 100 هزار جنگجو تشکیل شده بود برخورد کرد و با از دست دادن سردارانی توان مقاومت را از دست داد و به مدینه بازگشت.
۹. علل و انگیزه پیمان حلف الفضول را بنویسید؟
پیمانی بود بر اساس جوانمردی و نیکو کاری (حلف الفضول ) که پیامبر در سن ۲۰ سالگی در آن شرکت جست. هدفش دادخواهی از ستمدیدگان و یاری و کمک به آن ها بود. بعدها پیامبر از آن یاد می کرد و می فرمود اگر چنین پیمانی دوباره شکل بگیرد باز در آن شرکت خواهد کرد.
۱۰. بیشترین دشمنان و مخالفان دعوت پیامبر اسلام از چه طبقه ای بودند ؟ چرا ؟
مشرکان بودند زیرا جبهه باطل بزودی دریافت که یثرب پناهگاه مناسبی برای مسلمانان شده است. احتمال هجرت پیامبر بدان دیار و دعوت آزادانه به یکتا پرستی زنگ خطری بود که وفاداران بت ها را سخت بیمناک کرد. دنیا طلب ها، مستکبران،پیروان کورکورانه از نیاکان ، بت پرستان و آنانکه انسانیت انسان را پاس نمی داشتند و منافقین و یهودیان در مقابل پیامبر ایستادند.
۱۱. سبب اصلی گسترش اسلام چه بوده است ؟
اساسی ترین اقدام در جهت گسترش اسلام و تثبیت حکومت،هجرت از مکه به مدینه که با پشتوانه آیات نورانی قرآن به عنوان تکلیف شرعی مورد تایید قرار گرفت و از آن پس مهمترین آموزه ها در جهت قوت بخشیدن به عقیده مشترک نسبت به یکتای بی همتا و توحید ارائه شد و خداوند به عنوان مسئول اعمال این ولایت وحاکمیت الهی معرفی شد. بدین ترتیب اساسی ترین اصل برای ایجاد وحدت و تشکل امت اسلامی که مبنای سیاسی و اجتماعی آن در دل،آثار عبادی و تعبدی آن ریشه داشت شکل گرفت. بر سراپرده اندیشه سیاسی اش پرتو لا اله الا الله تجلی داشت و در تمام رفتار سیاسی اش کار کرد این اندیشه یعنی فلاح و رستگاری همه انسان ها هدف بود.
۱۲. دلایل دشمنی یهود با پیامبر اسلام (ص) را توضیح دهید؟
در سرزمین اسلام قبیله هایی از قوم یهود زندگی می کردند که خود را فرزندان اسحاق و اسرائیل و برتر از اعراب می دانستند. از آنجا که روح حاکم بر کیش یهود ، نژاد و قومیت سایه گسترده بود ، بدین سبب به مخالفت جدی با پیامبر (ص) برخواستند و به علت روحیه قوم گرایی و نژاد پرستی نتوانستند در برابر گسترش اسلام آرام گیرند و به بهانه های مختلف پیمان عدم تعرض و توطئه را نقض کردند.همچنین آنها جزء ثروتمندان بودند ولی پیامبر ساده می زیست و این نیز دلیلی برای مخالفت آنها بود.
۱۳. آیا طرح صحیح و دور از تعصب "حقیقت مسألۀ جانشینی پیامبر" در راستای هدف استعمار است ؟ توضیح دهید
خیر. زیرا سیره پیامبر چنان بود که در سفر های کوتاه مدت یا چند روزه ، برای خود جانشین تعیین می کرد پس چگونه ممکن است در سفر های طولانی و بدون بازگشت-مرگ- امت را بدون راهنما و رهبر رها سازد؟آیا نادیده گرفتن این امر از سوی پیامبر خاتم کوتاهی در انجام رسالت شمرده نمی شود؟ و پیامبر با توجه به :
- دلایل و فلسفه بعثت (مانند قانون ثابت و ضروری هدایت عمومی)
- نیاز جامعه به زمامدار
- لزوم ارتباط بین عالم ربوبی و عالم انسانی
- تفسیر و بیان اصول کلی این و آیات قرآن
- تاکید های قرآن بر نقش جانشین پیامبر(ص) در تکمیل دین و اتمام نعمت، برای خود جانشین تعیین کرد.
۱۴. انگیزه ها و فتوحات خلفا را به اختصار بنویسید؟
به طور کلی عملکرد خلفا در راه اندازی جنگ های داخلی و خارجی از دو جهت اهمیت دارد. اول ضرورت این نبرد ها و آثار داخلی آن و دوم علل و اسباب داخلی و خارجی فتوحات .در بررسی علل و اسباب این پیروزی ها بیش تر محققان تاریخ بر آنند که هنگام طلوع اسلام نظام بین الملل به دلیل بسیار روشن از نا بسامانی و نارضایتی فرو رفته بود، برخی معتقدند این فتوحات آشکارا ارزش مکتب فکری و تربیتی اسلام می کاست، زیرا قرآن کریم به روشنی بیان می کند که هدف بعثت پیامبران و حکومت آنان، گسترش عدالت اجتماعی و تربیت معنوی مردم است نه تاسیس امپراتوری قیصری و کسرایی،استمسار،برده گیری عمومی و بدست آوردن غنیمت های بی کران جنگی ، مردمی که برای نفوذ اسلام به اعماق روحشان و تربیت صحیح و یافتن شخصیت انسانی اسلامی آماده می نمودند، هنوز بسم الله نیاموخته بودند که در گرداب جنگ ها فرو افتادند و معنویت اندکی را که تازه در پناه دین اندوخته بودند به طوفان کامجویی ها و خوش گذرانی ها سپردند.در این دوره همگام با گشودن دروازه های اسلام به روی انبوه مردم کشور های مغلوب ، فرهنگ اسلامی به آنها آموزش داده نشد. بدین ترتیب قدرت و نفوذ حکومت مرکزی بسیار گسترش یافت و سربازان اسلام فزونی یافت، ولی از مسلمانان مومن و پرهیزگار چندان خبری نبود.یکی از مشکلات و زیان های تازه اسلام آوردگان بودند که اینان مورد سوء استفاده اشخاص مغرض قرار گرفتند و به نام اسلام و قرآن به جنگ قرآن ناطق گسیل شدند. مساله کشور گشایی تا آنجا پیش رفت که حکومت اسلامی به امپراطورهایی چون ایران وروم تبدیل شد و بسیاری از صحابه در سایه مقام و ثروت به فساد گراییدند. جنگ های صفین و نهروان ملد این پدیده است.
۱۵. برخی از همکاری های امام علی (ع) با خلفای سه گانه را بیان کنید؟
آنچه حضرت علی (ع) را به مدارا با نظام حاکم واداشت مساله گسترش ارتداد و خطر روز افزون مدعیان دروغین نبوت در جزیره العرب بود. در جریان تعیین عثمان به عنوان خلیفه، از سوی شورای شش نفره فرمود: نیک می دانید که من از همه برای خلافت شایسته ترم . به خدا سوگند، تا وقتی کار مسلمانان به گونه ای مناسب جریان دارد، مرزهای آنان ایمن است و تنها بر من ستم می شود، مخالفتی ندارم هر چند آن حضرت از ابوبکر و عمر کناره گرفت ولی چنانکه از هر رهبر منطقی و متین گروه مخالف انتظار می رود هرگز ازارائه همکاری در برقراری روابط همگون ، تصحیح اشتباهات دولت ، انتقاد از سیاست های نادرست و نا بجا و تایید و تاکید بر تدابیر درست دریغ نورزید و هرگاه دستگاه خلافت در مسایل سیاسی و مشکلات اجتماعی با بن بست رو به رو می شد. امام مشاوره ای مورد اعتماد بود که با واقع بینی خاص مشکلات را از ره بر می داشت و مسیر کار را معین میکرد.
۱۶. وجوه افتراق به خلافت رسیدن سه خلیفۀ اول مسلمانان را بیان کنید؟
پس از رحلت رسول خدا (ص) انصار با سعد بن عباده در سقیفه بنی ساعده اجتماع کردند و پیشنهاد شد یک امیر از انصار و یک امیر از قریش انتخاب شود ولی عمر پاسخ داد: دو شمشیر در یک غلاف جای نخواهد گرفت و آنگاه دست ابوبکر را گرفته با او بیعت کرد و سپس انصار با او بیعت کردند و بعدها خود عمر اعتراف کرد که آن انتخاب با مومنان نبود. ابو بکر در بستر بیماری به عثمان که در تمام دوره بیماری ملازم او بود ماموریت داد تا از سوی او عهدنامه جانشینی بنویسد. او عهدنامه جانشینی را به نام عمر نوشت وابوبکر آن را تایید کرد و عهدنامه را همراه عمر و یکی از غلامانش به مسجد فرستاد. شخصی در راه از عمر پرسید: در این نامه چیست؟عمر گفت: نمی دانم ولی من اولین کسی هستم که از آن اطاعت می کنم.آن شخص گفت: نخست تو او را به خلافت گماردی واکنون او تو را به خلافت می گمارد.عمر برای انتخاب جانشین جزئی ترین احتمالات ممکن را در نظر گرفت و راه حل ارائه داد.شورایی را انتخاب کرد تا در خانه ای گرد آیند و پنجاه نظامی انصار از آنان مراقبت کنند تا این گروه یکی از میان خود برگزنند. اگر دو نفر با رای 4 نفر مخالفت می کردند،باید کشته می شدند. اگر سه نفر یک رای و سه تن رای دیگر داشتند باید به داوری داوری عبداللهبن عمر راضی میشدند. وگرنه رای گروهی که عبد الرحمان در میان آنان بود مقدم می شد و سه تن دیگر در صورت مخالفت به قتل می رسیدند. گفت وگوها آغاز شد و جانشین باید به کتاب خدا و سنت پیامبر و روش شیخین عمل می کرد حضرت علی نپذیرفت که به روش شیخین عمل کند ولی عثمان پذیرفت . بعد از برگزیدن عبدالرحمان سایر اعضاء شورا موافقت خود رااعلام کردند هر چند امام علی (ع) در آغاز با عثمان بیعت نکرد، ولی تدبیر خلیفه دوم بر لزوم قتل مخالف ، وی را ناگزیر به بیعت ساخت.
۱۷. آیا نرمش امام حسن و قیام امام حسین (ع) نشان دهندۀ اختلاف روحیۀ آن دو بزرگوار است ؟ چرا ؟
خیر. هردو امام افرادی بسیار دلیر بدند و در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازی دریغ می کردند. اما در زمان امام حسن(ع) اوضاع نامساعد، خطر رومیان و فقدان جبهه نیرومند و هماهنگ و دارای روحیه جنگ را بسیار نا موفق حیران ناپذیر می نمایاند وصلح به عنوان یک مساله ضروری بر امام حسن تحمیل شد. در حالیکه امام حسین(ع) دارای سپاهی فداکار و دارای هدف های بزرگ بود ولی در ماجرای امام حسن سپاه وی عامل اصلی نومیدی حضرت از پیروزی نظامی بود. امام حسن با دشمنی همچون معاویه که سیاست باز تیزبین،متظاهر و فرصت طلب بود روبرو بود و جنگ با او به نابودی همه شیعیان وآخرین سربازی که دل به اسلام اصیل سپرده بود می انجامید.معاویه در اجرای نقشه ها و تصفیه حساب های قدیمی و تاریخی استعدادی عجیب داشت در حالیکه دشمن امام حسین(ع) چنین نبود، او به هیچ وجه از عهده حل مشکلات،مهار امواج مخالفت و به کار بستن نقشه های وسیع بر نمی آمد وامام حسین هم از لغزش های او برای دست یابی به هدفش بهره می گرفت.
نمونه سوالات اندیشه اسلامی دو
۱. دین را تعریف کرده و بنویسید که فطری بودن دین به چه معنا است؟
دین درلغت به معنای فرمانبرداری؛ خضوع؛پیروی؛اطاعت؛تسلیم وجزا
و در اصطلاح؛مجموعه عقاید وقوانین ومقرراتی است كه خداوند از طریق پیامبران برای هدایت وسعادت انسانها نازل فرموده ودارای ابعاد مختلفی نظیر بعد شناختی وآموزهای؛اخلاقی؛فردی؛عبادی؛حكومتی؛اقتصادی ؛حقوقی وجزایی؛احساسی وروانی وآرمانی است.
۲. شریعت ها و مذاهب ، در طول تاریخ ، دارای حقیقت واحد هستند که همان اسلام است ، توضیح دهید.
شریعت ها ومذاهب؛در طول تاریخ؛دارای حقیقت واحدی هستند كه همان اسلام (تسلیم بودن در برابر خدا) است.اختلاف آنها نیز بر حسب درجات كمال است كه در استعدادهای امت های گذشته وآینده ریشه دارد.به تعبیری شرایع مختلف مانند سال های مختلف یك دوره تحصیلی ویا مانند مراحل درمان یك بیماری است. همه مراحل درمانی كه پزشك تجویز می كند؛ دارای هدف مشترك و واحدی است. بی گمان شرایط وزمان وطبیعت بیمار؛چنین مراحلی را اقتضا كرده است. همه این شریعت ها وروش ها؛ راه هایی برای رسیدن به اصول واهداف كلی هستند كه فراخور استعداهای امت ها ومقام انبیا شكل گرفته است.این راه ها مكمل هماند ؛نه نا سازگار با هم. آخرین وكامل ترین شریعت ها نیز شریعت پیامبر گرامی اسلام ( ص) است.
۳. دین امری فطری است؛ به چه معنا است ؟
دین امری فطری است؛بدین معنا كه دین مجموعه اعتقادات واعمالی است كه فطرت وساختار وجود آدمی آن را اقتضا می كند ودر پرورش استعدادهای آدمی مؤثر است. بی شك توحید؛نبوت ومعاد به عنوان عناصر اصلی دین؛اقتضای وجود آدمی است.
معرفت وگرایش به خدا درنهاد آدمی سرشته شده واز آن جدایی ناپذیر است.میل به جاودانه زیستن ومیل به راحتی مطلق كه در عالم آخرت میسر است؛نیز میلی فطری می باشد. این در حالی است كه كلیات تعالیم ودستور های دینی از جمله عبادات وپرستش خداوند ویا فرمان هایی برای تنظیم روابط اجتمایی؛مطابق با فطرت وساختار وجود آدمی است واز این روست كه هر كس از فطرت خود فاصله نگرفته؛با كمال میل به آن گردن می نهد.بنابراین فطری بودن دین؛یعنی مطابق بودن محتوای دین با ساختار وجودی انسان.
۴. سه نشانه بر تحریف کتاب مقدس را نام ببرید.
الف. ناقدان معتقد بودند که کتاب ها، قسمت هایی که درآنها درباره وقایع آینده پیشگویی هایی وجود دارد، بعد از انجام شدن آن وقایع نوشته شده اند
ب. از عهد قدیم برمی آید که در زمان هایی تورات ناپدید شده و بعدها کسانی مدعی یافتن آن شده اند.
ج. در کتاب مقدس صفات بسیار ناپسندی به انبیای الهی نسبت داده شده است که از نظر قرآن، ساحت آنان مبرا از این صفات است. صفاتی نظیر شراب خواری، مستی، دروغگویی، بی غیرتی، شهوت رانی، بی بند و باری، و بی احترامی به پدر و مادر را به انبیای الهی نسبت می دهد.
۵. تشویق اسلام به فراگیری علم چه نقشی در پیشرفت تمدن اسلامی داشت ؟
توصیه و تشویق اسلام به فراگیری علم و دانش در همه عرصه ها عامل مهمی در آشنایی مسلمانان با فرهنگ و دانش تجربی و انسانی است. صنعت کاغذ ، در قلمرو شیمی ، صنعت ، ریاضیات ، پزشکی ، دانشمندان اسلامی همچنین در قلمرو نجوم، جغرافیا، تاریخ نویسی، عقاید و مذاهب، علوم تربیتی و جز اینها پیشگام بودند. در واقع پیشرفت های علمی امروز جهان تا حد بسیاری مرهون کوشش های علمی دانشمندان مسلمان است، اما انحطاط تمدن اسلامی زمانی اغاز شد که مسلمانان از عمل به آموزه های دینی فاصله گرفتند.
۶. برهان ضرورت نبوت را با تکیه برچهارمقدمه سامان دهید.
الف. هدف از آفرینش انسان کمال راستین اوست .
ب. کمال وسعادت واقعی انسان درگرو اختیار و انتخاب شایسته و صحیح است
ج. اختیار وانتخاب صحیح بدون معرفت و شناخت کافی ممکن نیست
د. آگاهی های برخاسته از عقل و حس، در پاسخ به نیازهای انسانی و رسیدن او به سعادت واقعی کافی نیست . درکنار ناتوانی حس تأ کید روی کاستی ها و محدودیت های عقل بشری است که اساس براهین ضرورت نبوت به ویژه برهان فوق براین ادعا استوار است.
۷. آیا با وجود قوه عقل و حس و علوم بشری، به پیامبران الهی نیازی هست؟ آیا عقل و دانش بشری نمیتواند راه سعادت خود را بیابد؟
خدای حكیم انسان را آفرید تا با اختیار خود به كمال و سعادت برسد. زندگی انسان نیز محدود به زندگی این جهانی نیست. پیمودن راه سعادت نیز مستلزم شناخت و آگاهی دقیق نسبت به عوامل اثرگذار در سعادت آدمی است كه بی شك این شناخت از عهده حس و عقل و دانش انسانی بر نمیاید.
در نتیجه خداوند باید راه شناخت دیگری را كه همان تعالیم انبیای الهی است، قرار دهد تا انسان در پرتو شناخت عقل و تعالیم و حیاتی به كمال و سعادت واقعی خود نایل گردد، چرا كه برخلاف حكمت الهی است كه انسان برای تكامل و سعادت خلق شود، اما راه و ابزار سعادت در اختیار او قرار نگیرد.
البته هدف از طرح این مطالب آن نیست كه به طور كلی منكر شناخت صحیح عقلی گردیم. عقل چه بسا به شناختهای صحیحی نایل میگردد، اما نمیتواند اطلاعات كافی در اختیار آدمی قرار دهد. برای مثل، عقل آدمی درك میكند كه عدالت نیكوست، اما تعیین مصداق عدل مثلا درباره ارث زن ومرد بسیار مشكل است. آیا عدالت در تساوی است، یا در اختلاف و در این صورت، میزان آن چگونه است؟
۸. اهداف بعثت انبیا را نام ببرید ؟
- یاداوری فطریات
- آزاد کردن انسان از قید و بندهای نادرست
- دعوت به توحید
- برپایی قسط و عدالت در جامعه بشری
- آشنا کردن مردم با حکمت تعالیم الهی و تزکیه و تطهیر آنان
- بشارت و انذار
- علاج امراض روحی
- به کمال رساندن فضایل اخلاقی
۹. آیا مذاهب و شریعت های مختلف از حقانیت و نجات بخشی یکسانی برخوردارند؟
برای پاسخ به این پرسش سه دیدگاه وجود دارد
الف. حقانیت ونجات بخشی مطلق یک دین( انحصار گرایی)
بر اساس این دیدگاه تنها یک دین حقانیت کامل دارد و بقیه مذاهب هر چند ممکن است ازحقانیت بهره ای داشته باشند، حق مطلق نیستند و پیروان واقعی آن دین حقیقی نیز به طور مطلق اهل نجات اند، اما پیروان سایر مذاهب چنین فرجامی ندارند.
ب. شمول گرایی
شمول گرایی بر آن است که یک دین خاص، حق مطلق است و پیروان آن نجات می یابند، اما پیروان مذاهب دیگر نیز به اندازه انطباق با دین حق می توانند اهل نجات شوند.
ج. کثرت گرایی
بر اساس دیدگاه کثرت گرایی همه مذاهب هم زمان از حقانیت ونجات بخشی یکسان برخوردارند. این دیدگاه، آموزه های گوناگون و گاه متناقض همه مذاهب را به طور یکسان صحیح و همچنین پیروان همه مذاهب را، اهل نجات می داند و تفاوتی بین مذاهب مختلف قائل نیست.
۱۰. با توجه به محدویت و ثبات قوانین اسلامی چگونه می توان حکم همه مسائل را در دوره های تعیین نمود؟
در دین یک سری اصول اساسی وجود دارد که دانشمندان دین با توجه به آن اصول به حل مسایل جدید می پردازند درست همانند مسائل ریاضی که ریاضی دانان می توانند هر مسئله را با توجه به اصول اساسی ریاضیات حل کنند ؛ از آن جمله اند :
الف. حجیت و حکم عقل: اسلام با اعتبار بخشی به احکام صحیح عقلی توانسته است حکم برخی از مسائل را تعیین کند. در روایات اسلامی، حجیت عقل هم طراز با حجیت قرآن و روایات قرار گرفته است. از این رو، عقل یکی از منابع فقه اسلامی است که به مدد آن می توان حکم پاره ای از مسائل را تعیین نمود.
ب. قاعده اهم و مهم: از آنجا که احکام اسلامی، تابع مصالح و مفاسد است و از سویی مصلحت و مفسده چیزها نیز یکسان و مساوی نیست، عالمان اسلامی در برخی موارد باید مصالح و مفاسد را با هم بسنجند و مصلحت کم اهمیت تر را فدای مصلحت مهم تر نمایند. مثلاً از یک سو، در روزگار ما تشریح جسد برای پیشرفت علم پزشکی ضروری شناخته شده است و از سوی دیگر در اسلام جسد و بدن میت مسلمان از احترام خاصی برخوردار است. بنابراین هر دو امر مصلحت است، ولی باید دید کدام مصلحت مهم تر است. آیا پیشرفت و تحقیقت پزشکی که موجب سلامتی هزاران فرد می شود، مهم تر است یا احترام به بدن میت؟
ج. گشوده بودن باب اجتهاد: عالمان دین با استفاده از قرآن، روایات، اجماع و عقل، در پرتو اجتهاد زنده، پویا و مستمر، حکم مسائل و حوادث جدید را استنباط می کنند.
د. پیروی از قواعد حاکمه فقهی: در شریعت اسلام یک سلسله قواعدی نظیر "نفی حرج " و" نفی ضرر" وجود دارد که عالمان اسلامی بسیاری از گره ها را با به کارگیری آنها می گشایند. فقها این قواعد را «قواعد حاکمه » نامیده اند؛ یعنی قواعدی که بر تمامی احکام و مقررات اسلامی چیره اند و بر همه آنها حکومت می کنند. بر پایه این قواعد، هر حکمی از احکام اسلامی که مستلزم حرج و مشقت و ضرر و زیان باشد، برداشته می شود. البته تشخیص مصادیق آن بر عهده عالمان دین است.
۱۱. سکولاریسم چیست و علل و عوامل ظهور آن را بیان کنید ؟
سکولاریسم معلول علل و عوامل مختلف و پرشماری است. برخی مربوط به خود دین مسیح است و برخی مربوط به رخدادها و حوادث تاریخی و اجتماعی برخی دیگر مرتبط با مبانی نظری و معرفتی متعلق به اندیشوران غرب . حال به بعضی از عوامل پیدایش و رشد سكولاریسم اشاره میشود.
الف. محتوای متون دینی مسیحیت (تفكیك دین و دولت)
در متون دینی مسیحیان، شواهد فراوانی بر جدایی دین از حكومت وجود دارد و به جرأت میتوان گفت بذرهای اولیه این اندیشه در همین متون مشاهده میشود. حضرت عیسی(ع) پیشنهاد مردم را برای حاكمیت نپذیرفت و از تشكیل حكومت پرهیز كرد: «و عیسی چون دانست كه میخواهند بیایند او را به زور پادشاه سازند، باز تنها به كوه برآمد.» حضرت عیسی(ع) به پرسش پیلاطس مبنی بر اینكه آیا تو پادشاه یهود هستی؟ پاسخ داد: «پادشاهی من از این جهان نیست.»
ب. فقدان قوانین اجتماعی و حكومتی در مسیحیت
هنگامی یك دین میتواند ادعای حضور و دخالت در صحنه سیاست و اجتماع را داشته باشد كه دارای قوانین و نظام اجتماعی و حكومتی باشد، در حالی كه آیین مسیحیت نه تنها فاقد چنین نظامی است، بلكه مسیحیان كه خود را تا نیمه نخست قرن یكم میلادی موظف به پیروی از دستورات تورات میدانستند، از آن به بعد شریعت موسی(ع) را كه مشتمل بر بعضی احكام اجتماعی بود، نسخ و لغو كردند و عملاً آیین مسیحیت در دستورات فردی و اندك خلاصه شد و این، زمینه رشد سكولاریسم را فراهم ساخت.
ج. فساد مالی و اخلاقی در دستگاه كلیسا
روحیه سادهزیستی و زندگی متوسط كه از نصایح انجیل و آبای كلیسا بود و كلیسا مردم را بدان موعظه و دعوت میكرد، به فراموشی سپرده شد و كشیشان در عمل از راههای مختلف، چون: فروش آمرزشنامه و مقامات دینی، تحریف، همكاری و حمایت از حكومتها و تصرف در اموال و موقوفات كلیسا، به انباشت ثروت روی آورده و به قطب ثروتمند و سرمایهدار جامعه تبدیل شدند.
د. جزمیت، مصونیت و خشونت كلیسا
جزمگرایی و انعطافپذیری، تعصب و نقدناپذیری، اعمال و رفتار خشونتآمیز كلیسا با مخالفان، مثلث شومی است كه چهره واقعی كلیسای قرون وسطا را به روشنی ترسیم میكند. در قرون وسطا جزمگرایی در تار و پود جامعه ریشه دوانده بود. احكام كلیسا باید بدون چون و چرا پذیرفته میشد و مردم باید بدون مطالبه دلیل، در برابر آموزههایی كه از سوی كلیسا اعلام میگردید، تسلیم میشدند و مخالفت با آن، مخالفت با دین به شمار میآمد و محكومیت در پی داشت.
كلیسا نه تنها خود را یگانه مرجع معتبر حكم به صدق و اعتبار آموزهها و باورهای دینی میدانست، بلكه پا را از عرصههای دینی فراتر نهاده، در صحت و سقم اصول و قواعد علمی و طبیعی، خود را صاحبنظر میدانست و بدینوسیله، جزمگرایی خویش را از دین به حوزه علم و فرهنگ نیز گسترداند.
ر. جنبش اصلاح دینی
اقتدارگرایی بیش از اندازه كشیشان و مفسدههای نهاد كلیسا با عكسالعمل مردم، به ویژه دانشمندان و متفكران رو به رو گردید و در نتیجه نهضت اصلاح دینی شكل گرفت. این جریان، منادی خصوصی و شخصیسازی دین و اختصاص قلمرو آن به تنظیم رابطه انسان با خدا و حذف دین از صحنههای اجتماعی و سیاسی بود و در زمینهسازی و رشد و توسعه تفكر سكولاریسم نقش بسزایی داشت.
در رشد و توسعه تفكر سكولاریسم، علل و عوامل دیگری همچون تئوری الهی حكومت امپراتوران، انتقال مقر پاپ از رم به فرانسه، چند پاپی، شورش فرمانروایان بر ضد كلیسا، تشكیكهای جدی در متون مقدس و رشد علم و صنعت نیز سهیم بودهاند.
۱۲. انواع رابطه علم و دين را برشمرده و توضیح دهید.
الف. علم و دین دو شیوۀ بیان یک واقعیت
این دیدگاه بر آن است که گزاره های علمی و دینی، حقایق مشترکی را درباره جهان، اما به دو بیان و شیوه مختلف باز گویند و اگر میان این گزاره ها اختلافی هم باشد، سطحی است که اگر به درستی تحلیل گردند،روشن می شود که در توافق با یکدیگر هستند.
برای مثال، قرآن به صورتی زیبا و لطیف با اشاره به حرکت زمین، آن را به گاهواره تشبیه می کند؛ از این رو که زمین نیز چون گاهواره در حرکت است. دانشمندان علم نجوم مانند کپرنیک، گالیله و کپلر نیز به شیوۀ خاص خود و از طریق روش تجربی به حرکت زمین اشاره می کند.
ب. علم، تایید کنندۀ دین
برپایه این دیدگاه، نظریات علمی پشتیبان آموزه های دینی هستند. به بیانی دیگر هرچه علم، اسرار و قوانین طبیعت را بیشتر کشف کند، انسان به ظرافت ها و پیچیدگی های نظام هستی بیشتر پی می برد و بهتر میتواند به خداوند حکیم و دانا و توانا آگاه گردد.
برای نمونه، خداوند در قرآن می فرماید: ما از هر چیزی جفت آفریدیم و گیاهان را نیز به صورت نر و ماده قرار دادیم. بدین ترتیب قرآن مسئلۀ زوجیت عمومی از جمله زوجیت در گیاهان را چهارده قرن پیش به گونه ای لطیف و زیبا مطرح نموده است. شاید در عصر نزول این آیات، مردم به حقیقت آن آگاه نبوند. اما در قرن هیجدهم میلادی گیاه شناسی سوئدی به نام شارل لینه مسئلۀ زوجیت عمومی را کشف کرد.
ج. علم و دین، مکمل یکدیگر
مطابق این دیدگاه، علم و دین را باید مکمل یکدیگر دانست؛بدین بیان که هر یک جنبۀ خاصی از حقیقت را بررسی می کنند و شناخت کامل حقیقت مستلزم آن است که هر دو نگرش را گردآوریم. مثلاً برای ارزیابی کامل یک شخص ، هم ارزیابی جسمانی و هم ارزیابی اخلاقی لازم است و این دو ارزیابی ما را در شناخت بهتر او یاری می رسانند. همچنین در مورد جهان طبیعت، هم باید نسبت به ساختار طبیعی آن شناخت داشت و هم نسبت به هدف و مبدأ آن. به تعبیر دیگر، علم به پرسش هایی مانند « چه چیزهایی و چگونه رخ می دهند»، بر حسب عواملی که قابل مشاهده تجربی اند، پاسخ می¬دهد ودین نیز با سؤالاتی نظیر« چرا رخ می دهند و هدف و غایت آنها چیست»، سر و کار دارد.
د. ناسازگاری علم و دین
دین و علم دست کم در برخی موارد با هم ناسازگارند و نمی توان هر دو را پذیرفت. برای مثال، نظریه تکامل انسان از حیوانات پست تر نظریه های علمی و نظریه خلقت انسان به همین شکلی که الان وجود دارد، نظریه ای دینی است که قبول یکی از نظریات به منزله رد نظریۀ دیگر است.
ر. جدایی کامل حوزه علم از دین
بر طبق این دیدگاه، حوزه علم از حوزه دین کاملاً جداست و هیچ گونه تعارضی با هم ندارند؛ زیرا تعارض بین دو چیز در صورتی پیش می آیدکه موضوع واحدی داشته باشند و احکام ناسازگاری در مورد آن موضوع به دست دهند. اما در جایی که موضوع و روش و غایت آن دو چیز متفاوت است، بین آنها تعارضی به وجود نمی آید.
۱۳. ختم نبوت بر چه مبانی استوار است؟
الف) جهانی بودن و جاودانگی دین اسلام : آیات فراوان به صراحت دلالت می کنند که دین اسلام دین همه مردم روی زمین است و ویژه قوم و ملت خاصی نیست: و احادیثی هم وجود دارد به این مضمون : «حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه» دلالت صریح بر موضوع دارد.
ب) جامعیت دین اسلام : آنچه که از منظر عقل می تواند عدم لزوم نبوت جدید را توجیه کند، گستردگی، جامعیت و فراگیری تعالیم و قوانین آخرین مکتب آسمانی است
۱۴. معنا و ویژگی های امامت را بر شمارید
امام به معنای پیشوا و رهبر از ریشه “ ام” به معنای قصد کردن و توجه نمودن است، چرا که مردم با قصد و توجه خاص به سراغ امام میروند. در قرآن واژه امام اعم از پیشوای صالح و نا صالح است : "یاد کن روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان فرا می خوانیم"
امام در اصطلاح متکلمان شیعه کسی است که در مقام جانشین رسول خدا، نسبت به همه امور دینی و دنیوی جامه اسلامی ریاست الهی عام و فراگیر دارد.
بر اساس این تعریف، امام همه منصب ها و شئون پیامبری به جز نبوت را داراست. از این رو، امام باید دارای ویژگی هایی باشد:
1. از جانب خدا نصب گردد،
2. دارای مقام عصمت (پیراستگی از گناه و خطا) باشد، زیرا بدون داشتن عصمت نمیتواند اعتماد مردم را جلب کند و برای مردم الگو باشد و در قلبها و اندیشه های آنان راه یابد. بنابراین امام بدین جهت باید از تمام لغزش ها و خطاها بری باشد تا مردم را به کژی رهنمون نکند.
3. نسبت به همه امور دینی ، علم لدنّی و وسیع و گسترده داشته باشد تا در تبیین این امور و رفع مشکلات علمی و دینی جامعه اسلامی ، نیازمند دیگران نباشد . امام بدون یک چنین علم وسیعی ، نمی تواند خلأیی را که از عدم حضور پیامبر در جامعه اسلامی پدید آمده است پر کند .
۱۵. سیمای جامعه انانی در عصر ظهور را ترسیم کنید.
در عصر ظهور، ظلم و فساد رخت برمی بندد و عدل و قسط جای آن را در همه ارکان و ابعاد جامعه می گیرد که به برخی از مصادیق آن اشاره می کنیم:
- تکامل و اعتلای عقلانیت؛
- .بسط و کمال علم و معرفت وحکمت؛
- تحقق وحدت و صمیمیت؛
- توسعه دیانت و معنویت؛
- تکامل اخلاق؛
- زوال تبعیض و گسترش رفاه عمومی؛
- تحقق آزادی؛
- گسترش صلح جهانی؛
- تحقق عدالت فراگیر جهانی؛
- وفور نعمت و باروری و بازدهی منابع؛
- گسترش امنیت؛
- ارتقای سطح معیشت و ریشه کن شدن فقر؛
- توسعه آبادانی؛
- ارتقای صنعت و فن آوری؛
- صیانت و سلامت محیط زیست؛
- تحقق رضایتمندی مردم؛
- افول دولت های باطل.
۱۶. چه ضرورتی برای تشکیل حکومت در عصر غیبت وجود دارد ؟
تشکیل حکومت در متن دستورات و تعالیم اسلامی است که به دو مورد ازآن اشاره می کنیم:
یک. وحدت مسلمانان بدون حکومت امکان پذیر نیست: اسلام دین وحدت است. خداوند از مسلمانان می خواهد از قرآن پیروی کنند و به ریسمان الهی چنگ زنند و پراکنده نشوند. برای اینکه همه مردم از قرآن پیروی کنند، بی شک باید حکومتی تشکیل شود که احکام قرآن در تمام نظام آن جریان یابد ؛ چرا که قرآن تنها محدود به جنبه های فردی نیست و برای تمام ابعاد زندگی اجتماعی برنامه دارد.
دو. اجرای قوانین اسلام مستلزم تشکیل حکومت است: قوانین اسلام برای ابعاد و نظام های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی ، قضایی و... وضع شده است: قوانینی که بی گمان عمل به آنها بدون تشکیل حکومت، امکان پذیر نیست. مثلاً اسلام از مسلمانان می خواهد در جامعه، عدالت را در ابعاد مختلف سر لوحه کار خود قرار دهند و با ظلم مبارزه کنند و احکام قضایی اسلام را اجرا نمایند و در حد توان به آمادگی نیروهای مسلح بپردازند. بی شک عدم اجرای احکام اسلامی با خاتمیت دین اسلام ناسازگار است.
۱۷. اهداف و وظایف حکومت ولی فقیه را بیان نمایید.
زمینه چینی تشکیل حکومت جهانی
برقراری عدالت
تخقق برادری و برابری در جامعه
اعتلا بخشی سطح معنویات و فضایل اخلاقی جامعه
ارتقای سطح زندگی مادی و عمران و آبادی جامعه اسلامی
رواج تعیم و تربیت و فرهنگ اسلامی
نمونه سوالات اندیشه اسلامی یک
۱. منظور از شناخت آدمی چیست ؟
آدمی از جهات مختلف، موضوع شناخت و علوم گوناگون است ؛ روان شناسی، جامعهشناسی، تاریخ، اخلاق، پزشكی، اندامشناسی، زیستشناسی و بیوشیمی و... هركدام، از نظرگاه خاصی انسان را مورد مطالعه قرار میدهند ؛
اما منظور از شناخت انسان یافتن پاسخ هایی به سوالات زیر است :
آیا انسان مانند حیوان است یا قدرت تعالی و رشد و پرواز كردن دارد؟
آیا انسان غیر از این بدن مادی، حقیقت دیگری به نام روح دارد؟
اگر انسان دارای روح است، نیازهای آن چیست و چگونه باید برآورده شود و چگونه باید تكامل پیدا كند؟
اگر انسان غفلت بورزد و استعدادهای خود را نیابد و شكوفا نسازد و فقط نیازهای مادی و امیال نفسانی و حیوانی خود را برآورد، گرفتار ضرر میگردد و از مرتبه انسانیت به حیوانیت تنزل میكند ، البته حیوان پیشرفته !
این نوع خودشناسی ، زندگی را متفاوت خواهد ساخت
۲. "ایمان دینی اصیل هنگامی ظاهر می شود كه عقل به پایان خود برسد". این عبارت را توضیح و آن را با نظرات اسلامی مقایسه کنید.
این عبارت مربوط به كی یركِه گارد، از فیلسوفان بزرگ ایمان گرا است. اصول اساسی مسیحیت رازوار بودن و غیر عقلانی بودن آن است و نمی توان از طریق عقل، آن اصول را مستدل كرد. بدین روی، بسیاری از متفكران مسیحی چاره ای جز آن ندیده اند جز آنكه بگویند: ایمان بیاورید تا بفهمید؛ نه آنكه نخست بفهمید و سپس ایمان بیاورید. حتی عقل گرایان مسیحی از فهم عقلانی اصول اساسی مسیحیت از جمله تثلیث درمانده اند و در این موارد چاره ای جز ایمان گرایی نیافته اند.
از دیدگاه اسلام، ایمان دینی، مبتنی برعقل است ؛ یعنی اول باید بفهمیم سپس ایمان بیاوریم . به وسیله عقل است که دینی را بر می گزینیم . قرآن از حیوانات بدتر می داند کسانی را که تعقل نمی ورزند . در روایت ، عقل حجت باطنی خداوند و پیامبران حجت های ظاهری وی هستند
۳. "زن و مرد مومن در برابر احکام خدا و رسول از خود اختیاری ندارند" . ارتباط ایمان و اختیار را با توجه به این آیه بیان نمایید .
آدمی از سر اختیار، به خدا ایمان می آورد یا كفر می ورزد. اگر ایمان بیاورد، شایسته ستایش و اگر كافر گردد، مستحق مذمت می شود. از آنجا كه ایمان، امری اختیاری است، دارای ارزش است و اگر آدمی به اجبار ایمان می آورد، ایمان او ارزش نداشت. وقتی به اختیار ایمان آورد آن وقت باید به قواعد آن پایبند باشد ، در این جاست که وی اختیار ندارد. مانند بازیکنی که با اختیار وارد تیم می شود و وقتی وارد شد دیگر بازی به میل وی نیست بلکه باید ملتزم به قوانین بازی باشد و از این دست مثال زیاد است.
۴. چه نوع اموری را میتوان فطری دانست و امور فطری انسان بر چند دسته تقسیم می شود ؟
اموری را میتوان فطری دانست كه آفرینش موجود اقتضای آنها را دارد و دارای سه ویژگیاند:
در همه افراد آن نوع یافت می شوند هرچند كیفیت آنها از نظر شدت و ضعف متفاوت است
همواره ثابت اند نه اینكه در برههای از تاریخ اقتضای خاصی داشته باشند و در برهه دیگر اقتضایی دیگر؛ چنان كه قرآن می فرماید: این فطرتی است كه خداوند انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست.
امور فطری از آن حیث كه فطری و مقتضای آفرینشاند، نیاز به آموزش و استدلال ندارند.
امور فطری انسان را میتوان به دو دسته تقسیم كرد:
شناختهای فطری كه هر انسانی بدون نیاز به آموزش از آنها برخوردار است.
میلها و گرایشهای فطری كه مقتضای آفرینش هر فردی است
۵. علت غایی ، صوری ، مادی و فاعلی را بر روی صندلی که روی آن نشسته اید بیان کنید
۶. "استواء معلوم ؛ کیفیت آن مجهول ، ایمان به آن واجب وسؤال ازآن بدعت است" بیان فرمایید که این عبارت کدام یک از سه دیدگاه شناخت خدا را مطرح می کند؛ توضیح دهید؟
هنگامی که از اوصاف الهی همانند وجود، علم، قدرت، حیات و ... سخن می گوییم، به گونه ی بدیهی معنایی از آنها می فهمیم و آنها را از یکدیگر تمییز می دهیم. اگر بگوید که ما هیچ معنایی از آنها نمی فهمیم، بر خلاف بداهت سخن گفته است. اهل تعطیل بر تنزه و تعالی خدا تاًکید می کنند. از این رو اگر بتوانیم دیدگاهی در باب اوصاف الهی مطرح نماییم که معنا داری آنها را ثابت کند ودر همان حال تنزه وتعالی خداوند را نیز پاس بدارد، دیدگاه اهل تعطیل رد خواهد شد. این نظر مربوط به دیدگاه اهل تعطیل است.
۷. در باره ی امکان شناخت صفات خدا سه دیدگاه وجود دارد . ضمن بر شمردن سه دیدگاه ، دیدگاه مورد قبول را شرح دهید؟
الف. دیدگاه اهل تعطیل
ب. دیدگاه اهل تشبیه
ج. دیدگاه اثبات بلا تشبیه
دیدگاه اثبات بلا تشبیه : دیدگاه سوم بر آن است که عقل انسان، می تواند اوصاف خدا را باز شناسد و علاوه بر آن به بررسی وتحلیل آن نیز بپردازد؛ اما این به آن معنا نیست که به کنه صفات راه یابد.می توان گفت که انسان صفات خدا را به گونه ی محدود می شناسد.
دلیلی که بر مدعای ما دراینجا گواهی می دهد، دلیل نقلی است: قرآن مجید از یک سو، انسان ها را به تعقل وتدبر درآیات الهی دعوت می کند واز سوی دیگر درآیات متعددی، صفات الهی را بیان می دارد. اگرصفات الهی قابل فهم نبودند، چنین دعوتی لغو می گردید؛ درصورتی که دعوت خدای حکیم، ازلغو مبرا است.
۸. از چه راههایی می توانیم خداوند را بشناسیم؟
الف. راه عقل : عقل می تواند وجود موجودی راکه غنی بالذات است، اثبات کند.هنگامی که بدین امر دست یافت، برای اثبات بسیاری از صفات ثبوتیه وسلبیه خداوند نیز توانایی می یابد؛زیرا هرصفتی که موجب نقص ذات غنی بالذاتشود، باید از او سلب گردد.
ب. سیر در آفاق و انفس : ازمطالعه وبررسی نظم جهان هستی، حیوانات، گیاهان وحتی خود انسان آشکارمی گردد که ناظم وخالق هستی براساس سنخیت علت ومعلول باید از صفت علم، حکمت وقدرت برخوردارباشد وهمچنین از انسجام و وحدت حاکم برجهان هستی می تواند به وحدت و توحید خالق وناظم هستی پی ببرد.
ج. قرآن و روایات : پس ازآنکه وجود خدا و برخی صفات او و همچنین بعثت و برخی صفات کاملی پیامبر گرامی اسلام به اثبات می رسد، می توان از طریق قرآن و روایات معصومین، بسیاری از صفات الهی را باز شناخت.
د. کشف و شهود : انسان براثر تکامل روحی و کسب فضایل معنوی به جایی می رسد که می تواند بسیاری از حقایق، ازجمله صفات جمال وجلال الهی را از طریق مشاهده قلبی درک کند.البته این راه، سخت و صعب است و به معدودی کسان اختصاص دارد.
۹. "آیا خداوند می تواند چیزی بسازد که نتواند آن را بلند کند ؟" این عبارت را ابتدا توضیح و سپس نقد و بررسی کنید.
این عبارت قدرت خداوند را به چالش می کشد و همانطور که مشاهده می شود پاسخ چه مثبت باشد یا منفی ، عجز و ناتوانی خداوند را نشان می دهد ؛ یعنی اگر نتواند بسازد و یا بتواند بسازد ولی نتواند آن را بلند کند ، پس خداوند ناتوان است !
قدرت خدا، به اموری تعلق میگیرد كه امكان تحقق دارند. ازاین رو، آنچه محال است، در حیظه قدرت خدا قرار نمی گیرد ؛ به عبارتی دیگر مشکل از خداوند نیست ، مشکل از سنگ است .
چند صنعتگر توانا وماهر را درنظر بگیرید. آنها توانایی ساخت خودرو خاصی را دارند. اگرقدری خاك و آب به این صنعتگران بدهیم، آیا میتوانند ازآن خودرو بسازند؟ هرگز.آنها درآنچه ممكن است، توانایند، یعنی با وسایل وابزار مناسب میتوانند خودرو بسازند. در واقع دراین مورد نمیگوییم صنعتگر نمیتواند بلكه میگوییم چنین امری نشدنی است.
۱۰. اقسام عدل الهی را بیان نمایید
الف. عدل تکوینی : معنای عدل درنظام تکوین یا جهان خلقت آن است که خدا در چنین نظامی به هر موجودی به اندازه شایستگی و قابلیت او نعمت داده است و به تعبیری خدا به اندازه ظرفیت وشایستگی هر شیء به او وجود وکمال افاضه کرده است
ب. عدل تشریعی : بدین معنا است که تکالیفی که خدا به وسیله پیامبران بر مردم نازل کرده است، بر پایه عدل و دادگری است؛ یعنی اولاً همه احکام لازم برای سعادت انسان را فرو فرستاده است و ثانیاً هیچ انسانی را بیش از توان و ظرفیتش مکلف نساخته است
ج. عدل جزایی : عدل جزایی، به این معنا است که خدا در روز قیامت میان افراد به عدل داوری می کندو حق کسی را تباه نمی کند؛ یعنی میان افراد نیکو کارو بد کاربه یکسان داوری نمی کند و پاداش هر کس را متناسب با اعمال او می دهد
۱۱. چگونه مسأله شر صفات خدا را به چالش می کشد. نظر و نقد خود را بیان کنید ؟
مسئله شرّ، یکی از صفات سه گانه خدا – علم، قدرت مطلق و خیرخواهی – را به چالش می طلبد؛ زیرا خدای ادیان، خدایی است که هم عالم و قادر مطلق است و هم کاملاً خیرخواه
خداوند قادر ، عالم و خیر خواه مطلق است و این صفات خوب خدا با نقائص موجود در دنیا مانند سیل و قحطی و زلزله ها و طوفان ها و نوزادان ناقص و مرگ و میر و مرض های صعب العلاج و ... سازگار نیست و به قول پروین اعتصامی : " این ترازو گر ترازوی خداست / این کژی و ناکژی ها از کجاست " .
نقد :
رنج ها نسبی هستند ؛ چیزی که برای بعضی رنج است ، همان چیز برای بعضی دیگر خیر است و لذت. به این معنا می توان مدعی شد که اصلا شری وجود ندارد !
در جهان شرهايي وجود دارد كه لازمه اين جهان مادي است. مثل آتش كه خير است و فوايد زيادي دارد ولي بعضاً در مدت استفاده نادرست شر ميشود و خساراتي وارد ميكند.
بسياري از شرور ، نتيجه عملكرد نادرست آدميان است و با اجتناب از آنها و دوري از گناهان، ميتوان از اين زيانها دوري جست.
شر ناشی از اختیار انسان است . آفرينش انسان آزاد و مختار بهتر است از آفرينش انسان مجبور، گرچه گاهي از آزادي و اختيار سو، استفاده ميكند.
خیلی از رنج ها برای ترقی و تکامل آدمیان است به قول سعدی نابرده رنج گنج میسر نمی شود. اگر رنجی نباشد پیشرفتی نیست و کیست که نداند ترقی فوق پیشرفته انسان ها نتیجه همین رنج ها است. پس بلا ها و رنج ها در نهایت به نفع آدمیان است ؛ بر عکس انسان در رفاه به جایی نخواهد رسید.
رنج و بلا ها برای آزمایش انسان های خوب است. به قول حافظ : " بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گوییم " . خداوند انبیاء و نیکان را در شدیدترین بلاها قرار می دهد تا میزان صداقت و وفای شان را روشن نماید
۱۲. تثلیث را توضیح داده و بیان فرمایید با کدام یک از مراتب توحید ناسازگار است؟
از دیدگاه اسلامی،تثلیث(خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس) باطل است، زیرا که از دو حال خارج نیست:
یا هر یک ازاین سه خدا، دارای وجود و شخصیت مجزا و جداگانه ای هستند، یعنی هر یک ازآنها خدایی مشتقل می باشند. در این صورت با یکتایی خدا مخالف است.
با این که سه خدا دارای یک شخصیت بوده، وهر یک جزیی از آن را تشکیل می دهند، دراین صورت نیز مستلزم ترکیب بوده و با بساطت خدا مخالف است.
این عقیده با توحید در ذات منافات دارد
۱۳. آیا توسل به معصومین (ع) یک نوع شرک محسوب نمی شود؟ توضیح دهید .
خیر
توضیح : انسان برای رسیدن به مقصود خویش، باید به اسباب و وسایط متوسل شود. مثلا اگر بخواهد زمین خشک و بایری را به مزرعه ای سرسبز تبدیل کند، باید زمین را شخم بزند، نهال یا دانه را درون زمین بکارد و به موقع به آن کود و آب بدهد و... بر این اساس، توسل لازمه زندگی انسان در جهان هستی است؛ جهانی که بر آن قانون اسباب و مسببات حکم فرماست.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیلهای برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید! [سوره مائده، آیه 35]
توسل به اولیای الهی در حقیقت توجه به خداوند است، زیرا احترام و عزت این اشخاص تنها به این خاطر است که آنها از مقربان در درگاه خداوند بوده اند و در راه او گام برداشته اند. بنا بر این در آموزه توسل به هیچ وجه به افرادی که به آنها توسل می شود نگاه استقلالی صورت نمی گیرد.
۱۴. از نگاه عقل ، معاد چگونه قابل اثبات است ؟
از چند جهت قابل بررسی است :
الف. میل انسان به جاودانگی : انسان به گونه ای آفریده شده است كه میل به زندگی جاویدان و بقا دارد و از نیستی و فنا بیزار است . دنیا ، شایستگی ابدیت ندارد . بنابراین ، حیات جاویدان یا سرای آخریت و معاد ، ضروری خواهد بود. ممكن نیست كه در فطرت آدمی میل به آب وجود داشته باشد ، ولی آبی در كار نباشد . فیض كاشانی برهان فطرت را چنین مطرح می كند
ب. میل به راحتی مطلق : راحتی این دنیا با سختی آن با هم اند. به دنبال یا همراه هر راحتی سختی است و این خوشایند نیست. آدمی به دنبال راحتی است که پس از آن سختی نباشد و این دنیا چنین چیزی به آدمی نمی دهد ؛ پس باید سرای دیگری باشد تا شخص به آرزویش برسد
ج. هدفمندی یا میل به کمال : فرار از نقص و کمبود در نهاد همه نهاده شده است. همه به طرف رفع نقصی از نواقص و یا به عبارتی به طرف کامل شدن در حرکتند. اگر گیاهان و جانداران آفریده شوند ، ولی امكانات و شرایط مناسب حیات آنها از قبیل نور و غذای لازم فراهم نباشد و به سرعت از بین بروند ، چنین آفرینشی لغو و بیهوده است. اگر میل به کمال در همه باشد و وسایل رسیدن به کمال وجود نداشته باشد ، می توان نتیجه گرفت که جهان بیهوده است . اگر آن است ، این هم هست.
د. عدالت : چگونه می توان كسی را كه هزاران بی گناه را كشته است ، مجازات كرد ؟! بسیاری از جنایات او بی كیفر می ماند . بنابراین از آنجا كه دنیا ، ظرفیت تحقق عدالت را ندارد ؛ باید جهان دیگری باشد تا در آنجا پاداش و كیفر هر كس بنابر عملش داده شود
ر. دفع ضرر احتمالی : اگر آدمی اعتقاد به معاد و عدم اعتقاد به معاد را كنار هم بگذارد و مزایا و معایب هر یك را محاسبه كند ، پی می برد كه اعتقاد به معاد از رجحان بیشتری برخوردار است . بنابراین اعتقاد به معاد معقول تر است
۱۵. تناسخ را توضیح داده و روشن کنید که آیا مسخ همان تناسخ است ؟
تناسخ به این معنا است که روح انسان پس از مرگ به بدن انسان دیگر، حیوان یا گیاهی منتقل می شود. تناسخ برای کسانی که اسیر تمایلات نفسانی هستند نوعی شکنجه است و آن قدر روح اسیر در قالب بدن های دیگر می شود تا راه خروج از تمایلات را پیدا کرده و به مقام رستگاری مطلق از تمایلات برسد. در این صورت تناسخ دیگر روی نخواهد داد.
مسخ غیر از تناسخ است. در مسخ، روح از بدن جدا نمی شود؛ بلکه تنها شکل و صورت بدن تغییر می کند تا انسان تبهکار، خود را به صورت میمون و خوک ببیند واز آن رنج ببرد. مثلا کسی که در حیله گری استاد است ، به صورت روباه و کسی که شهوتران است به صورت خوک و کسی که دیگران از دست و زبانشان در امان نباشند به صورت مار یا عقرب حاضر و ظاهر می شوند. البته این حالت زمانی است که آن خصوصیت اخلاقی به صورت ثابت و پایدار در شخص ریشه دوانده باشد. " تجسم اعمال " نام دیگری است که می توان بر آن نهاد. تکرار عمل باعث می شود که روح آدمی متناسب با آن عمل شکل بگیرد. افراد با اعمال نیک بسیار خوش رو و زیبا در خواهند آمد. این پذیرفته شده است ؛ به عنوان مثال در فیلم های وحشت ، شخصیت های منفی را در ظاهری بسیار زشت و دماغ گنده و کاریکاتوری نشان می دهند و شخصیت های مثبت را در شمایلی زیبا و دلنشین.
۱۶. برزخ چیست و چه ضرورتی دارد ؟
برزخ ، چیزی است كه میان دو شی حایل شود . از این رو به جهانی كه میان دنیا و آخرت است ، برزخ می گویند. آدمی از هنگام مرگ وارد جهان برزخی می گردد خواه او را در زمین دفن كنند یا وی را با آتش بسوزانند یا غذای درندگان شود یا در دریا غرق گردد . در این عالم ، انسان با بدن برزخی به حیات خود ادامه می دهد و كم و بیش متناسب با اعمال خود لذت و خوشی و رنج و عذاب خواهد داشت. در بزخ امکان ارتقای مقام و یا تنزل آن وجود دارد. از همین روست ثواب باقیات صالحات همچنان برای وی محفوظ است و همچنین تبعات عمل زشت انجام دهندگان آن.
برزخ مانند کودک زودتر از موعد به دنیا آمده است که در فضایی شیشه ای یا پلاستیکی نگهداری شده تا به حدی که بتواند در این دنیا به زندگی عادی خود ادامه دهد. ورود از این عالم به عالم دیگر به طور مستقیم در ظرفیت بدن دنیوی نیست و باید آن آمادگی برای پذیرش اخرت در بدن ایجاد شود. از سوی دیگر عالم قیامت مکانی است برای همه انسان ها ، نه فقط گروهی که مرده اند.
۱۷. تجسم اعمال را تعریف کنید ؟
در بدو تولد انسان به صورت انسان متولد می شود. با رشد جسمی ، رفتارهایی از انسان ها سر می زند که شخصیت و روح او را شکل می دهند. اگر رفتار مثلا مکارانه باشد روح وی نیز آلوده به مکر می شود که در اصطلاح به آن روباه صفت می گویند . پس او در این دنیا صورت انسانی دارد و سیرت روباهی ! روح وقتی روباه صفت شد ، جسم متناسب با همین شکل در آن دنیا را به وجود می آورد. در واقع می گویند روح سازنده جسم پس از مرگ است که با خلاقیت نفس به صورت بدن مثالی یا برزخی نشان داده می شود. اگر شخصی از چشم برزخی برخوردار باشد می تواند در همین دنیا آن حالت را ببیند.
نمونه سوالات درس انقلاب اسلامی
۱. خصوصیات انقلابات را ضمن شمارش ، مختصری توضیح دهید؟
الف. انقلاب در روند خود باید چند مرحله را بگذراند:
اول : براندازی
دوم : انتقال و جابجایی قدرت
سوم : پاک سازی مهره های اصلی حکومت قبلی،
چهارم : تثبیت نظام جدید، سازندگی و تحقق آرمان های انقلاب.
ب. با وجود ناگهانی و سریع بودن وقوع انقلاب، روند شکل گیری آن نسبتاً طولانی است.
ج. در روند انقلاب، اصولاً اعمال زور و خشونت به گونه ای متقابل صورت می گیرد؛ زیرا نه حکومت بدون مقاومت تسلیم انقلابیون می شود و نه انقلابیون در صورت لزوم از اعمال خشونت پرهیز می کنند.
د. در انقلاب بخش عمده ای از جمعیت به شکلی مؤثر بسیج می شود.
ر. مشارکت مردمی در انقلاب مستلزم عناصری مانند سازماندهی، رهبری و ایدئولوژی است و هرچه ایدئولوژی قوی تر باشد، بسیج گروه ها نیز گسترده تر خواهد بود.
س. تغییرات انقلاب، عمیق و زیربنایی بوده و ارزش های جدید جایگزین ارزش های پیشین می گردد.
ص. وجود مستمر آگاهی به مفهوم ادارک و تحلیل آن، موجب پی ریزی « حرکت های مداومی» می گردد که به تدریج در طی مراحلی انقلاب را به وجود می آورد.
۲. چرا مشروطه خواهی که بر اساس تفکیک قدرت استبداد قاجاری بنا شده بود به استبداد مدرن رضاخانی تن داد ؟
شاه هم قانون می گذاشت ، هم مجری آن بود و هم در مقام قضاوت برمی آمد. تفکیک قدرت بی معنا بود..
ضعف قدرت ایران در مقابل شکست های پی در پی در جبهه خارجی و جبران آن شکست ها ، ایرانی ها را به فکر پیشرفت کشور انداخت.
سیستم حکومتی در ملل غربی بر اساس تفکیک قوا و نقش آحاد ملت در انتخابات مجلس و روسای کشور بود. بر همین اساس مشروطه خواهان در پی تفویض و در نتیجه کاهش قدرت شاه ، به دنبال تاسیس عدالتخانه (قوه قضاییه) و مجلس (قوه مقننه) برآمدند. نفی استبداد سلطنتی و دادن نقش بیشتر به مردم در اداره ی مملکت ، دستور کار مشروطه خواهان قرار گرفت تا بلکه از رقیب عقب نیافتند. از آنجا که غربی ها برای پیشرفت کشور ، دین را کنار زدند و عقلانیت انسانی را جایگزین ساختند ؛ مشروطه خواهان دو دسته شدند. یک دسته دین را عین هویت ایرانی می دانستند و پیشرفت به سبک غربی ها را عین از دست دادن هم دین و هم هویت بومی ایرانی ها می دانستند و لذا به مقابله برخاستند و مشروطه را به شرط مشروعه (جمع شاخصه های پیشرفت و هویت بومی براساس شریعت اسلام) می خواستند و این دو را در تعارض با پیشرفت نمی دانستند. جمعی دیگر معتقد بودند شتر سواری دولا دولا ندارد و باید برای پیشرفت از ناخن تا فرق سر فرنگی شد.
شیخ فضل الله به دار آویختته می شود ، بهبانی ترور می شود و … و مشروطه مشروعه به انزوا کشیده می شود.
با حذف مشروطه مشروعه ، استبداد رضاخانی و شروع دور دوم شاهنشاهی ، مشروطه خواهان از تمدن غرب به تجدد آن رضایت دادند و هویت ایرانی به باستان گرایی صرف ، کاهش منزلت یافت. از پیشرفت ، فقط کشف حجاب ماند و یک دست شدن البسه مردان ! به تعبیر دکتر شریعتی : ما به غرب کانال زدیم ؛ اما سر از فاضلاب آن در آوردیم ! از همین روی روشنفکران مشروطه خواه ، از استبداد رضاخان به « استبداد مدرن » تعبیر کردند و حق مردم و کشور و دین و نهضت را کف دست این ملت گذاشتند و نیت اصلی این منور الفکرها از پرده برون افتاد.
این جریان ، صداقت و حقانیت نیت و مقصد روحانیت را نمایان ساخت و به تعبیر معلم شهید شریعتی : « من به عنوان کسی که در رشتة تاریخ و مسایل اجتماعی است. ادعا می کنم، که در تمام این دو قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد استعماری، امضاء یک آخوند نجف رفته نیست، در حالی که در زیر همة این قراردادهای استعماری، امضای آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ رفته هست! »
۳. پارسونز سفیر وقت انگلیس در خاطراتش در کتاب غرور و سقوط، جشن هنر سال 1356 شیراز را به عنوان یکی از نخستین جرقههای انقلاب ایران توصیف کرد ، توضیح دهید.
هدف از برگزاري اين جشن استحاله فرهنگي اسلامي مردم و بازكردن راه نفوذ فرهنگ غرب به داخل كشور بود. كساني كه به عنوان "هنرمند" از آمريكا و كشورهاي اروپائي براي شركت در جشن هنر شيراز به ايران دعوت شده بودند، شامل رقاصهها، فاحشهها، موسيقيدانان، خوانندگان و بازيگران فيلمهاي غير اخلاقي سينماهاي غربي بودند. به همين دليل اين برنامهها نتوانست با مردم ايران ارتباط برقرار كند. زيرا با فرهنگ مردم هيچگونه سنخيتي نداشت. گر چه برنامههاي اجرا شده در جشن هنر تا سال 1355 مستهجن و خلاف اخلاق عمومي بود اما اوج ابتذال در سال 1356 و در ماه مبارك رمضان صورت گرفت. در جشن هنر اين سال رژيم پهلوي ماهيت ضد ديني خود را به عينه آشكار ساخت و اجازه اجراي نمایش "خوك ـ بچه ـ آتش" را داد. جشن هنر سال 1356 شيراز، از نظر كثرت صحنههاي اهانتآميز به ارزشهاي اخلاقي ايرانيان از جشن هنر پيشين فراتر رفته بود. به عنوان مثال يك شاهد عيني صحنههايي از نمايشي را كه ترتيب داده بودند، يك باب مغازه را در يكي از خيابانهاي پر رفت و آمد شيراز اجاره كرده و ظاهراً ميخواستند برنامه خود را كاملاً طبيعي در كنار خيابان اجرا كنند، صحنه نمايش نيمي از داخل مغازه و نيمي در پيادهرو مقابل آن بود. يكي از صحنههايي كه در پيادهرو اجرا ميشد، تجاوز به عنف بود كه به طور كامل (نه به طور نمايشي و وانمودسازي) به وسيله يك مرد (كاملاً عريان يا بدون شلوار درست به خاطر ندارم) با يك زن كه پيراهنش به وسيله مرد متجاوز چاك داده ميشد در مقابل چشم همه صورت گرفت. ولي موضوع به شيراز محدود نشد و توفان اعتراض كه عليه اين نمايش برخاست، به مطبوعات و تلويزيون هم رسيد. اولين اعتراض جدي توسط روحانيون مبارز شيراز از جمله: آيت الله دستغيب و شيخبهاءالدين محلاتي صورت گرفت.
۴. از جنبش ملی شدن صنعت نفت چه می دانید ؟
این نهضت مهم ترین حرک ضد استعماری دهه 1320 به شمار می رود، در جریان ملی شدن صنعت نفت، دو گرایش فکری ملی و مذهبی به هم رسیدند و با اقدامات متحدانه خود در دفاع از حقوق مردم و با تکیه بر قاعده « نفی سبیل»، به نفی سلطه انگلیس بر ایران پرداختند. بدین ترتیب با توجه به پایگاه مردمی آیت الله کاشانی و مذهبی بودن جامعه ایران، وی توانست همچون پل ارتباطی، مردم مذهبی را به اندیشه های جبهه ملی پیونددهد.آیت الله کاشانی با اعلامیه ها، سخنرانی ها، و فتاوای خود، به مبارزه مردم مشروعیت دینی بخشید و از سویی با برهان های عقلی و شرعی خود لزوم ملی شدن نفت را نیز تبیین کرد.
۵. فرایند بسیج سیاسی و وقوع انقلاب اسلامی در سال های ۵۶ و ۵۷ را تبیین نمایید؟
فرایند بسیج سیاسی در ایران، با نارضایتی های عمومی و آگاهی بخشی به مردم آغاز شد. در طول سال های 56 و 57، اجتماع سنتی شهر نشین ایران، در بسیج هسته مرکزی مقاومت مردمی و تداوم آن، نقشی انکار ناپذیر داشت. به طور کلی اگر نقطه شروع حرکت انقلاب را 19 دی ماه 1356 در نظر بگیریم، روند تحولات تا پیروزی انقلاب اسلامی به چهار دوره تقسیم پذیر است: مرحله تظاهرات در سطح محلی ( از دی ماه 56 تا تیر 57)، مرحله گسترش تظاهرات مردمی در سطح کشور ( مرداد تا مهر 57)، مرحله اعتصابات و تظاهرات گسترده ( مهر تا آذر 57)، مرحله سرنوشت ساز و کنش های جمعی ( آذر تا بهمن 57).
۶. هویت خواهی و استقلال طلبی مردم ایران را بر پایه شعارهای انقلابی تحلیل نمایید.
شعارها بیان کننده ی نگرش انقلابیون و توده های انقلابی نسبت به وضع نابسامان موجود، اهداف و ویژگی های نظام آرمانی است. از آنجا که بیشترین شعار های انقلاب اسلامی مربوط به اهداف و آرمان های انقلاب در بعد فرهنگی بوده، گویای آن است که نارضایتی مردم از وضعیت فرهنگی جامعه شدیدتر از سایر ابعاد بوده و شاید مهمترین علت انقلاب اسلامی باشد. اما این نارضایتی به نارضایتی سیاسی بدل شد و در قالب شعارهای سیاسی نمود یافت. نتیجه اینکه، بی شک وضعیت نا مطلوب فرهنگی و نیز ماهیت سیاسی نامطلوب منتج از آن، اساسی ترین ریشه وقوع انقلاب اسلامی بوده است.
۷. نقش احزاب را در شکل گیری انقلاب اسلامی تبیین کنید ؟
احزاب و جریان های فکری در آستانه انقلاب اسلامی عبارت بودند از :
یک : حزب توده ایران
دو : سازمان چریک های فدایی خلق
سه : جبهه ملی ایران
چهار : نهضت آزادی ایران
پنج : سازمان مجاهدین خلق
شش : هیئت های موتلفه اسلامی
گستردگی و توفندگی قیام و تظاهرات مردمی سبب شد فعالیت سیاسی و مسلحانه احزاب و گروه های مختلف، کوچک جلوه نماید. از این رو، آنها برای آنکه از حرکت پرشتاب انقلاب اسلامی عقب نمانند، ناگزیر با آن همراه شدند، ولی این همراهی تا جایی ادامه داشت که حرکت انقلابی تضادی با اهداف و منافعشان پیدا نمی کرد، حتی برخی گروه های سیاسی در کشاکش انقلاب اسلامی به دنبال تغییر مسیر انقلاب در جهت دلخواه بودند. تضاد و تغایر احزاب سیاسی با انقلاب اسلامی از حیث اهداف و خواسته ها، موجب گردید که بیشتر احزاب به مخالفت با انقلاب برخیزند و یا تا حدودی با آن همراه گردند و سپس راه خود را جدا نمایند. در این میان هیئت های مؤتلفه اسلامی همراه با مردم و در جهت اهداف انقلاب عمل کردند.
به نمونه ای از دست توجه کنید :
.... بعدها حسن نزيه ملي گرا و فرخ نگهدار رئيس سازمان فداييان خلق با اعتراض مواجه شدند كه چرا به رهبري ديني آيت الله خميني تن دادند؟ به گزارش گويانيوز، نزيه در اين باره گفته بود «واقعيت اين است كه ما توان بسيج 50 نفر را هم نداشتيم اما هر فراخوان آيت الله خميني با استقبال ميليون ها نفر همراه مي شد و اگر ما همراهي نمي كرديم، منزوي مي شديم» ...
نگهدار نيز بهمن ماه سال گذشته در مصاحبه با سايت اينترنتي ميهن اذعان كرد «من فهميدم آيت الله خميني در كشور نفوذ فوق العاده اي دارد و تكيه او بر مردم است... به خاطر دارم در سال 49 در اطراف دهات بين قم و كاشان همراه با دوستم احمد اشرف سفر مي كرديم و مي ديديم در خانه روستاييان آنجا عكس آقاي خميني بر ديوار بود و سخنش اعتبار داشت... او براي همه كسي بود كه سد بزرگ و شكست ناپذير شاه را شكست. اين قدرت، چشم ها را خيره و ايجاب مي كرد براي ايشان نامي مثل رهبر يا امام انتخاب شود»
۸. استقلال طلبی و هویت خواهی در انقلاب اسلامی را بر مبنای دیدگاه های امام خمینی توضیح دهید.
تأکید بر فرهنگی بودن انقلاب اسلامی و اصرار بر استقلال از دیگر قدرت ها و بازیابی هویت خودی، از جمله مسائلی است که در آرای امام در خصوص انقلاب اسلامی مطرح شده است. ایشان از انقلاب اسلامی با عنوان انقلاب فرهنگی یاد می کردند. نگاه ایشان به عنصر «فرهنگ» نگاهی مبنایی و زیربنایی است. امام خمینی در بیانات خود بر ضرورت اتکا به فرهنگ خودی و نفی غرب تأکید دارد و این نکته را متذکر می شود که حرکت انقلابی مردم ایران در راستای نفی فرهنگ غربی بوده است. ایشان انقلاب اسلامی را راهی برای رسیدن به استقلال و بازیابی هویت خودی می داند. امام خمینی کینه تمام ناشدنی استکبار نسبت به ملت ایران را واکنشی در برابر اعتقادات و استقلال مردم و شعار نه شرقی و نه غربی آنان می شمارد و از همین رو از روشنفکران می خواهد تا از غرب زدگی و شرق زدگی دست بشویند. امام انقلاب را ناشی از تحول درونی، برگرفته از هویت خودی و پاسخی به چالش های هویتی می دانست. در آرای امام خمینی بر پاره ای از مسائل تأکید بسیار شده که از آن جمله، موضوع هویت خواهی و استقلال طلبی در اهداف انقلاب اسلامی است که آن را از دیگر انقلاب ها متمایز می سازد.
۹. سه گفتمان انقلاب در طول بیش از سه دهه تحلیل کنید ؟
گفتمان سازندگی پس از سال 68 در راستای بازسازی خرابی های ناشی از جنگ، با استفاده از الگوهای توسعه اقتصادی تا سال 76 ادامه یافت. اولویتاین گفتمان توسعه اقتصاد محور بود.
گفتمان اصلاح طلبی و توسعه سیاسی از سال 76 با روی کار آمدن رئیس جمهوری جدید در ایران ظهور یافت که تمرکز آن بر توسعه سیاسی در کشور بود.
گفتمان عدالت و پیشرفت با روی کار آمدن رئیس جمهور بعدی در سال 84 ظهور یافت که بر عدالت محوری، به عنوان یکی از اساسی ترین آرمان های انقلاب اسلامی تأکید می ورزید.
۱۰. انقلاب اسلامی از منظر سیاست داخلی چه دستاوردهایی داشت؟
از دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی در سطح داخلی می توان به: سرنگونی نظام شاهنشاهی و استقرار حاکمیت الهی، افزایش آگاهی، بینش و مشارکت سیاسی مردم، استقلال و نیز دگرگونی اصول سیاست خارجی، اشاره کرد. مردم سالاری دینی یک نظریه سیاسی جدید است
از دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی در سطح داخی می توان به: نفی مظاهر فرهنگی غرب، عمومی شدن آموزش و ارتقای سطح علمی جامعه، ارتقای جایگاه زن در اجتماع و نیز ایجاد روحیه خود باوری، اشاره کرد.
۱۱. انقلاب اسلامی بر نظام بین الملل چه تاثیراتی داشت ؟
دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی در سطح نظام بین الملل عبارت است از: ترویج فرهنگ مردم سالاری دینی، اشاعه فرهنگ استقلال خواهی و استکبار ستیزی، فرهنگ سازی در باره وحدت تمدنی جهان اسلام و نیز احیای نقش جنبش های آزادی بخش.
دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی در سطح نظام بین الملل عبارت است از: تأثیر بر شکل گیری برخی گروه های سیاسی و نیز تأثیر بر راهبرد قدرت های بزرگ.
۱۲. انقلاب اسلامی در آینده ممکن است با چه چالش های داخلی روبه رو گردد ؟
۱۳. چالش های بین المللی انقلاب اسلامی در آینده را تشریح نمایید.
۱۴. علل پیوستن مردم به مخالفین نظام را بنویسید.
الف. قطع ارتباط رژیم با مردم
ب. عدم اجازه فعالیت به مخالفین
ج. توانایی روحانیون در بسیج مردمی (مذهب هویت ملی ایرانیان است)
د. رهبری مقدس
۱۵. دلایل تحلیل جامع از آیندۀ انقلاب اسلامی را برشمارید :
الف. ایجاد آمادگی در مدیران و سیاست گذاران نظام اسلامی و ضرورت هوشمندی آنان برای برنامه ریزی به منظور حرکت به سمت کمال و حفظ نظام اسلامی
ب. آسیب شناسی نقاط آسیب پذیر و حتی تهدیدزا برای حفظ نظام
ج. تدوین استراتژی های خرد و کلان نظام در حوزه های امنیتی ، فرهنگی ، سیاسی و بین المللی که باید به جد در دستور کار قرار گیرد
د. وضعیت متغیر و پر شتاب منطقه ای و پیشرفت های بین المللی که بی شک بر اوضاع ایران نیز اثرگذار خواهد بود
۱۶. اشاعه جدایی دین از همه ساحت های زندگی اجتماعی (سکولاریسم) از جمله چالش های انقلاب اسلامی است ؛ چگونه ؟
سکولاریسم یعنی رهایی اندیشه بشری از دریافت های دینی و شبه دینی و از هم پاشیده شدن همه جهان بینی های بسته و شکستن تمامی اسطوره های فوق طبیعی و نمادهای مقدس. سکولاریسم معتقد است که اقتصاد ، سیاست ، امور اجتماعی و موارد مشابه ، حوزه ای خاص از رفتارهای انسانی و اجتماعی است که هر یک علم خاص خود را دارد و در این گونه حوزه ها نباید دین را دخالت داد. از این رو ، جمهوری اسلامی ایران که سیاست را ملازم دین و اخلاق می داند ، بدیهی است که به این تقابل بپردازد و جون سکولاریسم افزون بر جنبه های سیاسی و اجتماعی زندگی انسان ، به گونه ای اجتناب ناپذیر جنبه بنیادی فرهنگ را نیز در بر می گیرد ، جریان مهندسی فرهنگی در کشور می باید هر گونه جریان هایی از این دست را که با هر گونه مرجعیت شریعت الهی سر عناد دارد ، در رصد داشته باشد.
۱۷. نابرابری اجتماعی از دیگر چالش های این انقلاب می باشد ؛ چرا و چگونه ؟
همیشه ی تاریخ ، بشریت از بی عدالتی رنجور بوده و در فرصتی مناسب انتقام خود را از نظام حاکم می گرفت. عدالت ، قسط و برابری از آموزه های مهم همۀ ادیان می باشد و این که همه در برابر اله یکسان هستند و نعمت ها و رحمت او بر همه ، به مهر و لطف و بی هیچ تبعیضی ، سایه افکنده است ، آشنای عموم مردم است. با توجه به پیشینه طولانی استبداد و این که نابرابری از علل انقلاب ها است و بی توجهی به آن ، به انقلاب در انقلاب منجر شود و با توجه به این که ماهیت انقلاب اسلامی برپایی قسط و عدل می باشد و همچنین اعتراض مسئولان نظام به بی عدالتی و سود محوری نظام نوین جهانی ، می طلبد که خود در این مهم غفلت نورزند که در صورت غفلت ، اساس انقلاب در معرض نابودی قرار خواهد گرفت
۱۸. مفهوم ، هدف و شیوه های جنگ نرم را بیان کنید.
الف. جان کالینز ؛ نظریه پرداز دانشگاه ملی جنگ آمریکا : استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود
ب. جوزف نای : جنگ نرم تلاشی است که بر اساس آن دیگران ، هنجارها و باورهای شما را با کمترین هزینه بپذیرند
هدف : براندازی نظام سیاسی یک کشور به شیوه ای آرام ! در چارچوب قانون و بدون خشونت و با دخالت بیگانگان با تاکید بر حرکت های مسالمت آمیز ، مدیریت رسانه ای ، ایجاد خلل در شناخت و آگاهی مردم در تحلیل مسائل اجتماعی و بسیج افکار عمومی با هدف نهایی تغییرات اجتماعی و سیاسی تلاش می شود در بستری از چاچوب های قانونی و ارتباطات اجتماعی ، ابتدا میزان مشروعیت و مقبولیت مهاجم در آن جامعه افزایش یابد و سپس از طریق راه های دمکراتیک و با پشتوانه قدرت اجتماعی ، دگرگونی نظام سیاسی و یا نخبگانِ اجرایی محقق شود. تعابیر و أشکال دیگر جنگ نرم : جنگ سفید ، جنگ روانی ، جنگ رسانه ای ، عملیات روانی ، براندازی نرم ، انقلاب نرم ، انقلاب مخملی ، انقلاب رنگی.
نمونه سوالات اخلاق اسلامی
۱. فلسفه ی اخلاق چه زمانی آغاز می شود ؟
زمانی آغاز می شود كه مردم نظام و قواعد اخلاقی متداول خود را رضایت بخش نمی دانند و به آن اعتراض می كنند.
اعتراض اول آن است كه قواعد، خیلی دقیق و روشن نیستند و همیشه استثناپذیرند و ممكن است با یكدیگر تعارض كنند؛ این كه قواعد، دروغ گویی را ممنوع كرده اما دروغ مصلحت آمیز و دروغ وطن پرستانه را مجاز می داند. این استثنائات به طور دقیق در قوانین و قواعد گنجانده نمی شود و تعابیری مختلف از آن ارایه می شود.
اعتراض دوم آن است كه قواعد معمولاً خشك، منفی و محافظه كارانه هستند و سازنده، خلاق، تطبیق پذیر و اثباتی نیستند.
اعتراض سوم و جدی تر فرضی است كه قواعد جامعه، حتی قواعد اخلاقی آن، بد، ضد اخلاقی، غلط و یا ناعادلانه باشد و بی جهت حیات بشری را به خطر بیندازد، مثل قوانین بردگی كه روزگاری جزو قواعد جامعه بوده و یا قوانین تبعیض نژادی.
۲. تعریف جامعی از علم اخلاق ارائه دهید ؟
دو دسته است گاهی بر علم و شناخت و گاهی بر عمل و رفتار تكیه دارد. اما تعریفی كه به هر دو توجه دارد: علم اخلاق علمی است كه ضمن شناساندن انواع خوبیها و بدیها، راههای كسب خوبیها و بدیها را تعلیم می دهد .
۳. چهار پارامتر که اخلاق را از نسبییت دور می سازد ، بر شمرده و توضیح دهید ؟
الف. استثنائات : مسایل اخلاقی در شرایط عادی یکسان عمل می کنند. مثلا دروغ در شرایط عادی مطلقا بد است و یا راست گفتن در شرایط عادی مطلقا خوب. در شرایط استثنایی ، استثنایی عمل می شود و با برطرف شدن آن شرایط ، دوباره اوضاع به حالت عادی بر می گردد. تفاوت شرایط استثنایی و عادی ، کمک می کند تا " مطلق بودن " را بهتر متوجه شویم
ب. غریزی بودن بعضی احکام اخلاقی : همه دنیا جوانمردی را دوست دارند و آن را می ستایند ؛ عدالت برای همگان لذت بخش است حتی برای دزدان (اگر چه دزدی کار بدی است ، اما تقسیم مال دزدی باید بر اساس عدالت باشد) ؛ همه می دانند توهین امر ناپسندی است ، یا وفای به عهد خوب و خیانت در امانت بد است و ... . این ها نیازی به تعلیم ندارند و کافی است به محض مواجه با آن ، درست بودن یا غلط بودن آن را حس کنیم. این نیز نشان می دهد که مسایل اخلاقی سلیقه ای نیستند.
ج. حقوقی کردن مسایل اخلاقی : زشتی سقط جنین و روابط هم جنس ها ، از مسایل داغ و بالای جوامع غربی است. بعضا به تایید و تصویب قانونی می پردازند و بعضا مقاومت بر لغو آن می کنند. در سطح بالاتر یعنی سازمان ملل ، این احکام قانونی اعلام می شود و هر معترضی را به صرف قانونی بودن این عمل محکوم می کنند. هیچکس نباید مانع از ازدواج اجناس مشابه شود ؛ هیچ کس نباید مانع از سقط جنین شود. انسان آزاد است و هیچکس حق ندارد آزادی انسان ها محدود کند. انسان حق دارد از زندگی خویش لذت ببرد و کسی حق ندارد مانع از لذت دیگری شود و ... . همانطور که مشاهده می شود این دو گزینه ی اخلاقی ، ابتدا قانونی / حقوقی شده و سپس إعمال می شود. این رفتار دیگر بد نیستند ؛ چون قانونی هستند ! مطلق یعنی همین !
د. استدلال کردن : مسایل سلیقه ای نیاز به استدلال ندارند. آیا کسی از شما می پرسد که چرا به فلان غذا علاقمندید ؟ و یا چرا این رنگ را دوست دارید ؟ چرا ماشین پژو خریدید ؟ علاقه ها نسبی هستند نه مطلق ؛ پس جای بحث نیست. اما مسایل اخلاقی این گونه نیستد. موافقین و مخالفین به جان هم می افتند ، فلسفه بافی ها می کنند و نتیجه ها گرفته می شود و تا بود ، چنین بود. اگر مسایل اخلاقی سلیقه ای و نسبی بودند این همه بحث انگیز نمی بودند و همین نشان می دهد که اخلاقیات ، مطلق می باشند
۴. انواع پژوهش های اخلاقی را برشمرده و توضیح دهید ؟
اخلاق توصیفی : شامل توصیفات در مورد اخلاقیات افراد ، گروهها و جوامع است ، این گونه پژوهش با روش تاریخی و نقل قول صورت می گیرد و هدف آن صرفاً آشنایی با نوع رفتار اخلاقی افراد و جامعه ای خاص است .
اخلاق هنجاری : پژوهش اخلاقی به بررسی افعال اختیاری انسان از حیث خوبی یا بدی ، بایدی و نبایدی و پایداری یا ناپایداری آنها می پردازد . روش تحقیق در این نوع پژوهش استدلالی و عقلانی است نه روشهای تجربی و تاریخی . مهمترین نقش آن ارائه ی نظریه و دیدگاهی معقول برای تبیین خوبی و بایستگی یا بدی و نابایستگی یک عمل است . مانند " باید عدالت ورزید "
فرااخلاق : به بررسی تحلیلی و فلسفی درباره ی مفاهیم و احکام اخلاقی می پردازد یعنی مفاهیم و جملاتی که در اخلاق هنجاری مورد بحث قرار می گیرند . درستی یا نادرستی گزاره های اخلاقی در این نوع اخلاق مهم نیست.و تنها وظیفه ی آن تحلیل کلمه ی خوب یا بد است ، در این شیوه ی پژوهش مفاهیم و احکام از سه جهت مورد بحث قرار می گیرند : 1. از نظر معنا شناختی 2. وجود شناختی 3. معرفت شناختی
۵. نسبیت در اخلاق و مطلق بودن آن به چه معنا است ؟
هرگاه از ما پرسیده شود که " فلان عمل خوب است یا بد " و ما در جواب بگوییم : " بستگی به شرایطش دارد " ، در واقع اخلاقیات را نسبی کرده ایم. اما اگر بگوییم " این عمل بد یا خوب است " و شرایط تاثیری در بد یا خوب بودن آن ندارد ، در واقع حکم به مطلق بودن اخلاقیات کرده ایم.
توضیح بیشتر : نسبی در برابر مطلق است. برخی می گویند: اخلاق و ارزش های اخلاقی مانند: «عدل خوب است»، «احسان به پدر و مادر خوب است»، ظلم و ستم به دیگران بد است»، اصولی ثابت،عام و همگانی می باشند که از عوامل اجتماعی و روان شناختی بدست نمی آید و دگرگون نمی شود و از هر جهت اطلاق دارد. اخلاق با چنین شاخصه ای مطلق است.
برخی می گویند: اخلاق و ارزش های اخلاقی هیچ اعتبار کلی و واقعیت و ریشه ثابتی ندارد. اعتبار همه اصول اخلاقی به فرهنگ، گزینش فردی، زمان، مکان و ... بر می گردد. اخلاق با چنین شاخصه ای نسبی است.
۶. حسن فعلی و حسن فاعلی را تعریف و توضیح دهید
اصولا، ماهیت هرعملی با توجه به نیتی که فرد در انجام آن داشته است، مشخص می شود، بر اساس نظام اخلاقی اسلام، صرف «حسن فعلی»، یعنی خوب بودن کار، برای ارزش گذاری اخلاقی آن کافی نیست، بلکه «حسن فاعلی»، یعنی نیت خوب داشتن در انجام آن، نیزباید به آن ضمیمه شود. افزون بر این، دربرخی روایات معتبر، نیت، عین عمل معرفی شده است. امام صادق علیه السلام فرمود:« نیت برتر از عمل است، آگاه باشید که نیت خود عمل است.» سپس در تایید این سخن آیه ای از قرآن را ذکر کردند که می فرماید:«بگو همگان براساس شاکله ی خود رفتار می کنند» و «شاکله» را به «نیت» تعریف کردند. حضرت امام خمینی قدس سره در توضیح این حدیث که نیت را عین عمل معرفی می کند، مبالغه آمیز دانستن این حدیث را نادرست شمردند.
۷. عبارت "محقق راستین، کسی است که خود را تابع حاصل تحقیق بداند و نه حاصل تحقیق را تابع خودش" ؛ را تبیین نمایید.
این اصل ناظر به دخالت دادن در خواسته های شخصی در پژوهش است. پژوهشگر منصف کسی است که اصل بی طرفی را در تحقیق مورد توجه قرار دهد. او هرگز نباید دیدگاه ها، خواسته ها و اغراض شخصی یا صنفی خود را بر موضوع تحقیق تحمیل کند. تحقیق معتبر، تحقیقی است که بی طرفانه و بدون حب و تغض های پیشین صورت گیرد. کسانی که باورها و دیدگاه های خود را بر منابع تحقیقی تحمیل می کنند، هم خود و مخاطبانشان را به گمراهی و انحراف می کشانند و هم تحقیقی نامعتبر و نادرست ارائه می دهند. محقق راستین، کسی است که خود را تابع حاصل تحقیق بداند و نه حاصل تحقیق را تابع خودش. پژوهشگر حقیقت طلب کسی است که کاملا تسلیم نتایج پژوهش باشد و نه آنکه پیش از پژوهش و یا بعد از مشخص شدن نتایج آن، بخواهد پژوهش را تابع دیدگاه ها و باورهای پیشینی خود سازد.
۸. در پژوهش ، اکثریت هرگز مساوی با حقانیت نیست. توضیح دهید.
این اصل ناظر به شهرت زدگی در پژوهش است. پژوهشگر و محقق واقعی باید بکوشد در تحقیقات خود، در دام بزرگ و بسیار خطرناک شهرت زدگی گرفتار نیاید. مشهور بودن یک رای و عقیده، هرگز به معنای درست بودن آن نیست و «اکثریت» هرگز مساوی با «حقانیت» نبوده و نیست و پژوهشگر اخلاقا مجاز نیست یک رای را به صرف کثرت طرفداران آن، یا شهرتش، بپذیرد یا آن را مبنایی برای تحقیقات قرار دهد. برای نمونه، پس از طرح نظریه (تکامل انواع) داروین، بسیاری از تحقیقاتی که در عرصه علوم انسانی و اجتماعی صورت گرفته است بر پایه همین نظریه مشهور، بوده است. در حالی که این صرفا یک تئوری و فرضیه است که به رغم شهرت آن، هنوز به اثبات نرسیده است! یا پس از تئوری فروید درباره اصالت داشتن میل جنسی در شکل گیری افکار، اعتقادات و رفتارهای انسان، بسیاری از تحقیقات در زمینه علوم انسانی و حتی پژوهش های دینی بر پایه این تئوری و با فرض قطعیت آن، صورت گرفته است، در حالی که این نظریه، به رغم شهرت بسیارش هیچ دلیل منطقی و محکمی ندارد!
۹. شرایط اخلاقی نقد را شمارش کرده و یکی را توضیح دهید .
فهم سخن گفتن و تبحر در موضوع
کنار نهادن حب و بغض ها
پرهیز از نقد متقابل
نقد انگیخته به جای انگیزه ( به گفته بنگر نه به گوینده )
تفکیک اندیشه و رفتار از فرد
لزوم بردباری و نقد پذیری
پرهیز از برچسب زدن
آغاز کردن از خود
کنارنهادن حب و بغض : شرط اصلی فهم سخن گوینده و درک حقیقت آن کنار نهادن حب و بغض ها است. گاه این امر می تواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد . فردی که دچار چنین مشکلی است قطعاً از درک حقیقت عاجز است و نمی تواند همه ی جنبه های درستی مطالب را درک کند .
۱۰. دیدگاه اسلام را درباره تکدی گری و گدایی توضیح دهید.
پیامبر اکرم : کسی که بار زندگی خود را بر دوش مردم بیندازد مورد لعن است.
امام باقر(ع) : حضرت موسی از خداوند سوال کرد که خدایا مبغوض ترین بندگان در نزد تو چه کسانی هستند؟ خداوند در پاسخ فرمود : کسانی که شب تا صبح همچون جسد مرده ای می خوابند و روز خود را به بطالت و بیکاری می گذرانند.
امام صادق (ع) : کار کن؛ با سرت باربری کن و خود را از مردم بی نیاز گردان.
برخی از عالمان بزرگ اخلاق : درخواست مالی از دیگران، در شرایط عادی و برای کسی که وضعیت او به حد اضطرار نرسیده، حرام است
و در حالت اضطرار :
قرآن کریم : و گدا را مران
پیامبر اکرم : گدا را از خود مرانید هر چند با نصف خرمایی باشد. کسی که از شما درخواست کمک مالی دارد، به او چیزی بدهید، هر چند با اسب آمده باشد (یعنی نباید به وضعیت ظاهری گدا نگاه کرد)
۱۱. معاشرت های هر فرد با دیگران به پنج دسته تقسیم می شود ، آن ها را توضیح دهید .
معاشرت انسانی : منظور برخوردهایی است که با دیگران به عنوان یک انسان و هم نوع داریم هر فرد در قبال سایر هم نوعان خود وظایف و مسئولیت های اخلاقی خاصی بر عهده دارد .
معاشرت آئینی : به معاشرتهایی که با سایر هم کیشان و هم مسلکان خود داریم معاشرت آئینی می گویند ، یعنی هر فرد به عنوان یک مسلمان در برابر سایر مسلمانان مسئولیتها و وظایفی بر عهده دارد .
معاشرتهای شهروندی : هر کدام از ما به عنوان یک شهروند با سایر شهروندان دارای روابط و مسئولیت های خاصی هستیم که با غیر شهروندان چنان روابطی نداریم این مسئولیت ها در مواردی فراتر از مسئولیت هایی است که در قبال همنوعان و هم کیشان خود داریم.
معاشرتهای دوستانه : ما نسبت به افراد خاصی که روابط صمیمانه تری داریم وظایف اخلاقی خاصی بر عهده داریم لذا مورد تاکید شدید اسلام است چون دوستان تاثیر فوق العاده ای برای شخصیت انسان دارد.
معاشرتهای خانوادگی : ما نسبت به پدر و مادر و برادر و خواهر، عمه و عمو، دایی، خاله، پدربزرگ و مادر بزرگ و پس از ازدواج با خانواده همسر و فرزندان مسئولیتهایی داریم مثل احترام به والدین و صله رحم که در اسلام به شدت مورد تاکید است
۱۲. در مورد غریزه جنسی سه دیدگاه وجود دارد. ضمن توضیح و نقد آن ، بیان نمایید که دیدگاه مورد قبول کدام است.
۱. دیدگاه تفریطی : همواره افراد و گروه ها و آیین هایی بوده اند که علاقه و غریزه جنسی را یک غریزه ذاتاً پلید، زشتی و شیطانی داشته اند. اینان آمیزش جنسی را، حتی از طریق آمیزش با همسر قانونی و شرعی، کاری زشت و شیطانی دانسته و معتقدند عامل اصلی تباهی فرد و جامعه، غریزه جنسی است و راه رهایی از همه معصیت ها و گرفتاری های روحی و اجتماعی، تحت کنترل درآوردن این غریزه و نادیده گرفتن آن است. اینان بر این باورند که آمیزش جنسی هرگز با تکامل روحی سازگار نیست. امکان ندارد کسی بتواند هم به تکامل معنوی و روحی برسد و هم آمیزش جنسی داشته و از لذت جنسی بهره ببرد.
۲. اگر قرار بر سرکوب غریزه ی جنسی بود ، خداوند آن را در نهاد انسان نمی گذاشت و اگر همه این نظر را داشتند ، دیگر زاد و ولدی انجام نمی گرفت و حتی صاحبان این نظر نیز زاییده ی آمیزش جنسی والدینشان هستند و بر ایشان لازم است قدردان این عمل باشند نه منتقد آن !
۳. دیدگاه افراطی : ریشه ی همه ی فعالیت های انسانی غریزه ی جنسی و بی توجهی به آن عامل همه ی انحطاط های اخلاقی و اجتماعی است.
۱۳. سه نظریه مهم در باره اخلاق و سیاست را بیان ، و بیان نمایید شیوه مورد قبول کدام است ؟
الف. نظریه جدایی اخلاق از سیاست
ب. نظریه اصالت اخلاق و تبعیت سیاست از اخلاق
ج. نظریه اصالت سیاست و تبعیت اخلاق از سیاست
نظریه مقبول و معقول در رابطه اخلاق و سیاست این است كه اصالت با اخلاق است و ارزشهای سیاسی تابع اخلاق است. معیارهای اخلاقی كه همه جا و برای همه افراد اعم از زمامداران و شهروندان یكسان است .
۱۴. درباره نوع رابطه حاكم با مردم ، آیا بهتر آن است كه مردم بیش دوستشان بدارند تا از آنها بترسند، یا آنكه بیش بترسند تا دوستشان بدارند؟ بررسی کنید.
پاسخ ماكیاولی این است كه هر دو: یعنی هم بترسند و هم دوستمان بدارند؛ اما از آن جا كه داشتن این هر دو حال با هم دشوار است، اگر قرار باشد كه یكی از آن دو را برگزینیم، باید گفت همان به كه بیش بترسند تا دوست بدارند... .
پاسخ قرآن این است : به ( بركت ) رحمت الهی، در برابر آنان [مردم] نرم ( و مهربان ) شدی؛ و اگر خشن و سنگدل بودی ، از اطراف تو پراكنده می شدند.
امام علی (ع) نیز در عهد نامه خود به مالك اشتر چنین دستور می دهد: "و مهربانی بر رعیت را برای دل خود پوششی گردان و دوستی ورزیدن با آنان را و مهربانی كردن با همگان، و مباش همچون جانوری شكاری كه خوردنشان را غنیمت شماری! چه رعیت دو دسته اند: دستهای برادر دینی تواند، و دستهای دیگر در آفرینش با تو همانندند. گناهی از ایشان سر می زند، یا علتهایی بر آنان عارض می شود، یا خواسته و ناخاسته خطایی بر دستشان میرود. به خطاشان منگر، و از گناهشان در گذر... .
۱۵. این سخن را ارزیابی کنید : "ادب گفتگو اقتضا می کند که «گفته» و «انگیخته» مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد و نه «گوینده» و«انگیزه» " .
این ناظر به اصل "توجه به گفته و نه گوینده" است . یکی از آداب اخلاقی مناظره و گفتگو که رعایت آن موجب می شود تا مناظره از مسیر درست خارج نشود، این است که طرفین در بحث و گفتگوی خود همواره باید به بررسی ادله و مستندات یکدیگر بپردازند و هرگز نباید اجازه دهند که مسائل حاشیه ای چون انگیزه خوانی و بیان اهداف و نیات سوء طرف مقابل و امثال آن، در روند گفتگو اخلال ایجاد کنند. به تعبیر دیگر، ادب گفتگو اقتضا می کند که «گفته» و «انگیخته» مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد و نه «گوینده» و«انگیزه».
این سخن امیرمؤمنان(ع) که می فرماید:«به گفته بنگر و نه به گوینده» بهترین شاهد این حقیقت است. آن امام بزرگوار در سخن حکیمانه ی دیگری می فرماید: " حکمت، گمشده ی حکیم است؛پس در هرجا که باشد، آن را طلب می کند. "
حضرت عیسی(ع) نیز به پیروان خود چنین توصیه می کند: " حق را از اهل باطل بگیرید؛اما باطل را از اهل حق نگیرید؛ناقدان سخن باشید. "
۱۶. هرگز خطاهای معرفتی و علمی خود را با خطاهای اخلاقی نپوشانید. توضیح دهید
این ناظر به اصل "استدلال طلبی و حق محوری" است. یکی دیگر از شرایط تحقق گفتگوی سازنده و مناظره ی سودمند، این است که طرفین گفتگو حقیقتاً قصد پیروی از واقعیت و حقیقت بر اساس مستندات معقول و مقبول داشته باشند. هیچ یک از طرفین نباید به هر قیمتی، در صدد اثبات سخن خود باشد، بلکه هردو طرف باید بنا را بر پذیرش حق و سخنان مستدل بگذارند، و هرگاه هرکدام از آنان متوجه اشتباه خود شد صادقانه به اشتباهش اعتراف نماید. و هرگز خطاهای معرفتی و علمی خود را با خطاهای اخلاقی نپوشاند.
قرآن کریم، در آیات متعددی، بر این تأکید کرده است که در هر گفتگویی همواره باید دانش و پیروی از دانش، به عنوان مسئله ای بنیادین و محوری مورد توجه قرار گیرد. قرآن کریم، همچنین مجادله از روی جهل و گمان را گناهی بس بزرگ به حساب آورده و آن را علامت و نشانه ای از وجود رذایلی اخلاقی، مانند خود بزرگ بینی، دروغگویی، حق ستیزی، و حق گریزی، در درون فرد مجادله گر دانسته است. "و چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد."
۱۷. " مراء " را تعریف کرده و بگویید که منشأ این رذیله اخلاقی چیست ؟
از بدترین و مخرب ترین آفت های مناظره و گفتگوهای علمی،«جدال و مراء» است که عبارت است از پیکار لفظی و ستیزه در کلام، برای چیره شدن بر طرف مقابل و ساکت کردن او. کسی که دارای روحیه ی مراء و جدال است، همواره در پی به کرسی نشاندن سخن خود است، هرچند باطل بودن آن برای او آشکار شود. مراء کننده، در حقیقت خبر از خودخواهی، غرور، تکبر و خودپسندی خویشتن می دهد. او با رفتارش در برابر حق موضع گیری کرده و خود را در زمره ی اهل باطل و حق ستیزان قرار داده است. مراء کننده گمان می کند که اعتراف به اشتباه موجب از دست رفتن منزلت و موقعیت اجتماعی او می شود؛در حالی که اگر نیک بنگرد، خواهد دید که چنین نیست؛بلکه کسانی که تلاش می کنند تا حرف های اشتباه خود را به هر قیمتی، توجیه نمایند و بر اشتباهاتشان سرپوش نهند، اعتماد دیگران را از خود سلب می کنند و نتیجه ی این سلب اعتماد، این می شود که سخنان درست و صحیح آنان نیز مورد توجه دیگران قرار نمی گیرد.
۱۸. " افلاطون را دوست دارم، اما به حقیقت بیش از افلاطون علاقه دارم " . این سخن را شرح فرمایید.
زمانی به ارسطو اعتراض شد که چرا حرمت استاد خود، افلاطون را نگه نداشته و دیدگاه های او را به نقد کشانده است و ارسطو در پاسخ، این سخن ارزشمند و جاودانه به زبان آورد. این سخن مربوط به حوزه ی پژوهش در باب حقیقت جویی می شود و در پی بیان آن است که هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند جای حقیقت را بگیرد. هیچ مصلحتی فراتر از بیان حق نیست. قداست ها ، نظریات پذیرفته شده در جوامع علمی ، مشهورات و مقبولات اجتماعی و ... ، نباید مانع از شناخت حق و حقیقت شوند.
۱۹. انتحال از "نحل" به معنای زنبور عسل چه نسبتی با انتحال به معنای "سرقت ادبی" دارد ؟
عسل ، محصول تلاش طبیعت و زنبور است. زنبور بر گل ها می نشیند و از شهدشان عسل تهیه می کند ، اما عسل به نام زنبور تمام می شود نه گل ها ! پژوهش گرانی که آثارشان برگرفته از آثار دیگران باشد ، اما آن ها را به نام خود می زنند ، حکم زنبوری را دارند که عسل را با همکاری گل ها ساخته اما به نام خود تمام می کند : " زنبور عسل ".
۲۰. چگونه دو دیدگاه افراطی و تفریطی در اخلاق جنسی ، خانواده را در معرض متلاشی شدن قرار می دهد ؟
دیدگاه افراطی : وقتی روابط زن و مرد آزاد آزاد (افراطی) باشد و هیچ محدودیتی جز به رضایت طرفین نداشته باشد ، انگیزه ای برای تشکیل خانواده باقی نخواهد ماند. شیوع زندگی مجردی ، گرد آمدن زیر سقف مشترک بدون بستن عقد ازدواج ، جایگزینی حیوانات خانوادگی به جای انسانی دیگر ، پرداختن به همجنس به جای جنس مخالف ، سردی حاکم بر روابط افراد خانواده و ... از پیامدهای دیدگاه افراطی می باشد که منجر به حذف تدریجی یا کمرنگ شدن خانواده می شود
دیدگاه تفریطی : وقتی قدیسین جامعه معتقدند : " کاش همه می توانستند مانند من مجرد بمانند، اما ما همه، مانند هم نیستیم... پس به آنانی که هنوز ازدواج نکرده اند و نیز به بیوه زنان می گویم که بهتر است اگر می توانند، مثل من مجرد بمانند " ؛ همچنین : " مردی که ازدواج کرده است، نمی تواند به راحتی خداوند را خدمت کند؛ زیرا مجبور است در فکر مادیات نیز باشد و بکوشد همسرش را راضی نگه دارد. در واقع، عشق و علاقه او بین خدا و همسرش تقسیم می شود " و یا " زن را بلای طبیعت می دانند " و ... ؛ دیگر چه جای تن دادن به تشکیل خانواده باقی می ماند !
۲۱. چرا با وجود وسایل ارتباطی ، ارتباطات کم شده است ؟
۲۲. "نیت اثر تکوینی دارد" را توضیح دهید.
۲۳. چگونه دین و مذهب معلول و محصول امیال سرکوب شده جنسی است ؟
نمونه سوالات فلسفه پوشش
۱. وضعیت پوشش در جاهلیت عرب چگونه بود ؟
در جاهلیت عرب قبل از ظهور اسلام حجاب وجود نداشته است به طوری که زنان در کوچه و معابر پهلو به پهلوی مردان راه میرفتند ودر مجالس در کنار مردان حضور داشته و حتی در مجالس وعظوخطابه خودشان نیز به وعظو خطابه میپرداختند ودر جایی که حتی علا رغم گفته های پیامبر مبنی بر نهی کردن ایشان از پوشیدن یک لباس گشاد بود ایشان خود را به زیور آلات و جواهر و گل که متناسب با هر طبقه بود خود را میآراستند اما کم کم بعد از اسلام و همنشینی اعراب بامسلمانان باتازه مسلمانان غیر عرب حجاب ایشان از آنچه در زمان پیامبر خاتم بود شدیدتر شد.
۲. وضعیت پوشش در قوم یهود چگونه بود ؟
در قوم یهود قبل از ظهور اسلام نیز حجاب وجود داشته است چه بسا که حجاب ایشان بسیار سخت تر و شدید تر از آنچه در قانون اسلام آمده است بوده است که بنا به گفته ها ی ویل دورانت اگر زنی به نقض قانون یهود میپرداخت چنانکه مثلا بی آنکه چیزی به سر داشته باشد به میان مردم میرفت ویا در ملع عام به نخ ریسی میپرداخت یا با هر مردی سخن میگفت یا صدایش آنقدر بلند بود که تکلمش در خانه همسایه شنیده میشد مرد حق داشت بدون آنکه مهریه او را بپردازد اورا طلاق دهد
۳. وضعیت پوشش در ایران باستان چگونه بود ؟
در ایران باستان قبل از اسلام حجاب وجود داشته و بسیار هم سختر و شدیدتر از زمان ظهور اسلام بوده است به حدی که برادر وپدر زنان نیز به زنان شوهر دار نامحرم شمرده میشدند
۴. وضعیت پوشش در هند چگونه بود ؟
در هند پوشش و حجاب سرسختی حکمفرما بوده اما بدرستی مشخص نیست که این مورد قبل از نفوذ اسلام بوده یا بعداز آن بوده است و هندوان غیر مسلمان تحت تاثیر مسمانان و مخصوصا مسلمانان ایرانی حجاب زن را پذیرفته اند آنچه مسلم است این است که حجاب هندی نیز مثل حجاب ایران باستان سخت و شدید بوده است تاریح نویسانی که عقیده دارند حجاب به واسطه مسلمانان به هند آمد است باید به این موضوع نیز توجه کنند که تمایل به ریاضت و ترک لذت که یکی از علل پدید آمدن حجاب در هند بوده از قدمت بسیار زیادی برخوردار است
۵. "نقش ریاضت و رهبانیت" را در پیدایش پوشش توضیح دهید.
ارتباط رهبانیت و ریاضت با پوشش از این جهت است که چون زن بزرگترین موضوع خوشی و کامیابی است اگر زن و مرد معاشر و محشور با یکدیگر باشند خواه نا خواه دنبال لذت جویی میروند پیروان فلسفه رهبانییت برای آنکه محیط را کاملا با زهد سازگار کنند بین زن و مرد حریم قائل شدند پدید آمدن پوشش طبق این نظریه نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن غروبت است.
۶. "تا در جهان حکومت شهوت برقرار است هرگز امنیت ناموسی وجود نخواهد داشت". این جمله اشاره به کدام یک از علل پیدایش پوشش داشته ، آن را در دنیای امروز بررسی کنید.
با توجه به این جمله ما میتوانیم عرض کنیم که با توجه به اینکه در حکام قدیم این اخلاق ناپسند وجود داشته که زنان زیبای مردم را به زور و قلدری از آنها میگرفتندولی در دنیای امروز که به دنیای متمدن آن را میشناسیم زنان و نوامیس به طرق دیگر از خانه و خانواده ربوده میشوند مثلا در مجالس بزم و رقص ویا در خیابان توسط افراد هوسران با وسائل نقلیه عمومی،و حال با در نظر گرفتن این دو زمان نمیتوانیم بگویم که علل اصلی پیدایش حجاب حفظ امنیت زن بوده زیرا در زمانهای بسیار دور و حال زنان چه بسا در بعضی از مناطق از حجاب سر سختی برخوردار بودنداما همین موضوع نیز نمیتوانست آمار این تجاوزات را پایین بیاورد و حتی میتوانیم به این موضوع بپردازیم که در اعراب جاهلیت حجاب و پوشش وجود نداشت اما امنیت فردی به واسطه زندگی خاص قبیله ای و بدوی وجود داشت پس به طور کلی نمیتوانیم بگوییم که پوشش و حجاب برای جلو گیری از تجاوز بر زنان و نوامیس پدید آمده است
۷. دو واژۀ "غیرت" و "حسادت" را توضیح دهید.
حسادت و غیرت دو صفت کاملا متفاوتند ریشه حسادت خود خواهی و احساسات شخصی و از غرایز است ولی غیرت یک حس اجتماعی و نوعی است و فایده و هدفش متوجه دیگران است. غیرت نوعی پاسبانی است که آفرینش برای مختلط نشدن نسلها در وجود بشر نهاده است.
۸. پوشش و رابطۀ آن را با "ارزش گذاری زنان" تبیین نمایید.
حیا و عفاف و پوشش زن تدابیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گرانبها کردن خودو حفظ موقعییت خود در برابر مرد به کار برده است.زن باهوش فطری وبایک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمیتواند با مرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد دست و پنجه نرم کند از عهده زور و بازوی مرد برنمیآید و از طرف دیگر نقطه ضعف اورا در همان نیازی یافته است که خالق در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیت قرار داده وقتی زن مقام خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست متوسل به تحمل زیور آلات شد که از آن راه قلب مرد را تصاحب کند و متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز شد که نباید خود را رایگان کند بلکه بایست آتش عشق او تیزتر کند در نتیجه مقام خود را بالا تر ببرد.
۹. "مشتاقی و مهجوری" را توضیح دهید.
در دنیای امروز به خصوص جوامع اروپایی یکی از خلاهایی که بسیار وجود دارد نبود عشق است واولین چیزی که با بی بندوباری زنان وردان قربانی میشود عشق و شورو احساسات بسیار شدید رعالی است.در این جوامع ما نظیر عشقهای اسطوره ای مثل لیلی و مجنون و خسرو و شیرین نمیبینیم و این واقعیتی است که در جوامع شرق وجود داشته از این داستانها میتوانیم به این مورد پی ببریم که زن با دور نگه داشتن خود از دسترس مرد تا کجا میتواند مقام و منزلت خود را بالا ببرد و سر نیاز مرد را تا چه حد به زیر آورده است پس زن قطعا با توجه به این حقیقت خود به این نتیجه میرسد که باید بدن و جذابیتهای فردی خود را بپوشاند و خود را به صورت یک راز مخفی کند.
۱۰. چرا پوشش ، به زن اختصاص يافته است ؟
زیرا میل به خود نمایی خودآرایی مخصوص زنان است از نظر تصاحب قلبها و دلهای مردان شکارند و زنان شکارچی و از نظر تصاحب جسم و تن زنان شکارند و مردان شکارچی ومیل زن به خودآرایی از این حس شکارچی گری او ناشی میشود و در هیچ جای دنیا دیده نمیشود که مردان لباس بدن نما و آرایشهای خاص تحریک آمیز استفاده کنند و این زنان هستند که به دلیل طبیعت خاص خود میخواهند مردان را به خود علاقه مند و اسیر کنند و پس در نتیجه برهنگی از انحرافات مخصوص زنان است و به همین دلیل دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.
۱۱. این جمله را نقد و بررسی کنید : "انتشار موضوع های منافی عفت ، علاقۀ مردم را به آنها کم می کند".
درست است که ناکامی با الخصوص ناکامی جنسی عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضای غرایز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است ولی برداشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمیکند بلکه برآن میافزاید در مورد غریزه جنسی و برخی غرایز دیگربرداشتن قیود عشق به مفهوم واقعی را میمیراند ولی طبیعت را هرزه و بیبند و بار میکند در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد و هوس و میل به تنوع افزایش میابد.
۱۲. پوشش را از نظر لغوی و اصطلاحی توضیح دهید
پوشش در لغت به معنای ستر است وظیفه پوشش در اسلام که برای زن مقرر کرده است به این معنی نیست که از خانه بیرون نرود وزندانی شود پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خود نمایی نپردازد.
۱۳. رابطۀ پوشش و تغزل را بنویسید.
دراین مورد میتوانیم بگوییم که بسیاری از عشقها و غزلها ،عشق و غزلهایی است که مرد برای زن داشته توجه مرد به زن از نوع توجه مواردی نیست که بتوان به راحتی آن را برطرف کرد بلکه به صورت حرص وآز و تنوع پرستی میباشد ودر هر حال اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده و روایات زیادی درباره خطرناک بودن نگاه وخلوت با زن ،غریزه ای که مرد و زن را به هم پیوند میدهد وارد شده و تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده و وظایفی برای هر دو تعیین کرده که وظیفه مربوط به نگاه برا ی هر دو مشترک است از آنان خواسته که به یکدیگر خیره نشوند و چشم چرانی نکنندو یک وظیفه مهم بر عهده زنان مقرر نموده که آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند ودر اجتماع به جلوه گری و دلربایی نپردازند وبه هیچ وجه و هیچ شکلی موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم نکنند.
۱۴. "با اشباع ، حرارت جسمى ارضاء مى شود نه عطش روحى" این عبارت در پی بیان چه مفهومی است ؟
این مورد در پی بیان این موضوع است که آزادی در مسائل جنسی سبب شعله ور شدن شهوات به صورت حرص وآزمیگردد (از نوع حرص و آزهایی که صاحبان حرمسراهای رومی و ایرانی و عرب وجود داشته) ولی حریم و ممنوعیت نیروی عشق و تغزل و تخیل را به صورت یک احساس عالی و لطیف و انسانی تحریک میکند و رشد میدهد و تنها در این هنگام است که مبدا و منشا خلق هنرهاو ابداعهاو فلسفه ها میگردد.
۱۵. محرومیت و تسلیم ، هر دو سبب طغیان می شوند ؛ توضیح دهید.
همانطور که محرومیتها سببب طغیان و شعله ور شدن شهوات میگردد،پیروی و اطاعت و تسلیم مطلق نیز سبب طغیان و شعله ور شدن آتش شهوات میگردد و برخی عقیده دارند که تنها راه آرام کردن غرایزارضا و اشباع بیحدو حصر انهاست این افراد فقط متوجه محدودیتها و منوعیتها و عواقب سوءآنها شده اند و میگویند که قید و بندها و ممنوعیات غریزه راعاصی منحرف و سرکش و ناآرام میکند وبرای مقابله باید به غریزه آزادی مطلق بدهند .آن هم بدین معنیست که به زن اجازه هرجلوه گری وبه مرد اجازه هر تماسی داده شود این فقط یک طرف قضیه است که اینها به آن پرداخته اند اما همانطور که ممنوعییت و محدودیت غریزه را سرکوب و تولید عقده میکند رها کردن و تسلیم شدن ودر معرض تحریکات قرار دادن آن آن را دیوانه میسازد و چون نمیتوان همه ی خواسته های بی پایان یک فرد را برآورده کرد پس در نتیجه غریزه بدتر سرکوب میشود و عقده روی به وجود میآید.
۱۶. چگونه و چه مقدار خود را بپوشانیم ؟
پوشاندن همه بدن غیر از زوجه و کفین بر زن واجب و ضروری است و همه ی فقها در این مورد با یکدیگر اتفاق نظر دارند و زن باید طوری خود را بپوشاند که هیچ تحریک و هیجانی در نامحرمان ایجاد نکند.
۱۷. آیا پوشش مخصوص زنان پیامبر است ؟ با استناد به آیه ای توضیح دهید
خیر این طور نیست،با توجه به آیه سی و دو سوره احزاب که قسمتی از این آیه مربوط به زنان رسول خداست و قسمت دیگر دستوراتی درباره حفظ حریم عفاف وارد شده است در این آیه خداوند از زنان پیامبر میخواهد که پرهیزکار باشند و مواظب باشند که با سخن گفتن نرمو شهوت آلود موجب طمع بیمار دلان نشوند وبه خوبی سخن بگویند ودر خانه هایشان بمانند و مانند دوران جاهلیت نخستین به خود آرایی و خود نمایی از خانه بیرون نروند،مقصود از این دستور زندانی کردن زنان پیامبر نیست زیرا اسلام به صراحت گواه است که پیغمبر(ص) زنان خود را با خود به سفر میبرد.و انان را از بیرون رفتن منع نمیکرد ودر نهایت مقصود این میباشد که زن به منظور خود نمایی از خانه بیرون نرود مخصوصا در مورد زنان پیامبر که این وظیفه سنگینتر و موکدتر است.
پانته آ
- پانی که من می شناختم پنج خصوصیت داشت : انسان ، زن ، دختر ، همسر و فرزند.
- چند دهه ایی است که پانی فراموش کرد از نژاد یک انسان است. به او گفته اند اجدادش از نسل میمون های نئاندرتال هستند. سال ها قبل وقتی به او می گفتند : «میمون» ، ناراحت می شد ؛ ولی الان نه. او از این که نژاد واقعیش رو شناخته راضی به نظر میرسه و از داروین - پیامبر عصر علم و روشنگری - سپاسگذاری میکنه که دست خرافات مذهبی داستان «آدم و حوا» رو ، رو کرده. او دیگر انسان نیست !
- پانی دیگه زن هم نیست ، چون بدنبال حقوق مساوی با مردها است ؛ یعنی نمی خواد با مردها فرقی داشته باشه ! او الان یک مرد است ؛ دو مرد زیر یک سقف قرار نمی گیرند.
- با رواج زندگی مجردی ، او دیگر نه دختر است و نه همسر و فرزند دارد.
- تصور کنید : «پشت هر مرد موفق ، زنی بزرگ ایستاده است»
سوال : آیا شهادت می دهید در آینده مرد موفقی وجود داشته باشد ؟!!
پس فعلاً بر شما سلام و بعداً ، بر این «سلام» والسلام
آیه ای با طعم 2013
و استفزز من استطعت منهم بصوتک و أجلب علیهم بخیلک و رجلک و شارکهم فی الأموال و الأولاد و عدهم و ما یعدهم الشیطان إلا غرورا : سوره اسراء آیه 64
ابلیس با مدرن ترین ابزارها / مدرنیته ی عصر اصلاحات و روشنگری : امپراطوری رسانه ای سمعی و بصری (بصوتک) ، تجهیزات فوق پیشرفته ای نظامی هوایی و دریایی و زمینی (خیلک و رجلک) ، ترجیح سود گرایی بر حق گرایی (الاموال) ، رواج روابط آزاد و نسل های بی هویت (اولاد) ، حفظ امنیت متحدان و همپیمانان (عدهم) البته از نوع سرخرمنی (غرورا)
و از ایشان هر که را توانستی با آوای خود تحریک کن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شرکت کن و به ایشان وعـده بـده ، و شـیـطـان جـز فریب به آنها وعده نمیدهد
And incite [to senselessness] whoever you can among them with your voice and assault them with your horses and foot soldiers and become a partner in their wealth and their children and promise them." But Satan does not promise them except delusion
اختلاف قرائت ها و قلدری نوین
این بار نوبت تفاسیر مختلف از قوانین آژانس انرژی اتمی
پروتکل ۹
... بدون آنكه قوانین را از اساس عوض كنیم، آنها را به تعبیر و تفسیرهاى متناقض تبدیل مىكنیم تا آنچه از این تعبیر و تفسیرها حاصل مىشود، به صورت نتایج چشمگیرى جلوه كند. البته چنین نتایج چشمگیرى باعث مىشوند، كه چهره واقعى قوانین، در پس این تعبیر و تفسیرها مخفى بماند ...
پروتکل ۱۵
... هنگامى كه حكومت خود [صهیونیسم] را آشكارا آغاز كردیم و زمان شكوهمند حكمروایىمان فرارسید، به تمام قانونگزاران اعلام مىكنیم كه قوانین را ساده، مختصر، ثابت و بدون هرگونه تعبیر و تفسیر وضع كنند تا همگان به راحتى موفق به فهم كامل آنها شوند. ...
اسلام تندرو و اسلام کندرو
مبنای عمل اسلام تندرو برخورد خشن با مسلمانان هوادار انقلاب اسلامی و درپی ایجاد یک جبهه مذهبی علیه انقلاب اسلامی بود. وهابیت سعودی پرچم این نوع از اسلام را در دست گرفت و تا امروز خون صدها هزار نفر از هواداران انقلاب اسلامی را در یمن، بحرین، عربستان، پاکستان، افغانستان، عراق، سوریه، فلسطین، لبنان، سودان و... بر زمین ریخته است امروز این نوع از اسلام دست در دستان اسرائیل با بمب و راکت به جان مسلمانان افتاده است و از سوی دیگر با استفاده از دهها شبکه تلویزیونی و رادیویی هر روزه برتنور درگیری با انقلاب اسلامی میدمد.
مبنای اسلام کندرو، تئوریزه کردن نوعی از دینداری است که به هیچ منکری کار ندارد به راحتی با آمریکا و حتی رژیم صهیونیستی کار میکند، اسلام را از عرصههای مؤثر اجتماعی دور نگه میدارد و دینداری را در حد یک سری نمادها و نمودهای غیرحساس معرفی میکند در این نوع از اسلام، جهاد و مبارزه جایی ندارد و دیانت در عین احترام شدن راهی به سیاست ندارد. ترکیه پرچم این نوع از اسلام را در دست دارد و هرگاه در سطح جهان اسلام، جنبشی مردمی و دینخواهانه راه میافتد، این تابلو بالا میآید و خود را بهترین نوع و الگوی اسلامی معرفی میکند. این اسلام با وجود ظاهر فریبندهای که دارد، در عمل نتوانسته است، جایگاه چندانی در میان مسلمانان پیدا کند.
امام خمینی این دو نوع اسلام را یکی دانسته و هر دو را «اسلام آمریکایی» خواندند

